تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
كه اين گروه به قرقره نيار رسيدند يسير بن رزام از همراهى با عبد اللّه پشيمان شد و قصد آن داشت كه شمشير وى را در ربايد و بر او حمله‌ور شود . امّا ابن رواحه متوجّه قصد او شد ، شتر خويش را عقب كشيد و آنگاه ضربتى بر يسير وارد آورد و پاى او را قطع كرد ، هر چند او نيز متقابلا ضربتى بر سر عبد اللّه وارد آورد و زخم عميقى در آن ايجاد كرد . در پى اين درگيرى هر يك از مسلمانان به نبرد با يهوديان همراه خود پرداختند و آنان را به قتل رساندند تنها يك نفر از آنان نجات يافت ، در حالى كه مسلمانان هيچ آسيبى جز زخمى كه عبد اللّه بن رواحه برداشته بود نديدند . گفته‌اند رسول خدا ( ص ) آب دهن بر زخم عبد اللّه نهاد و پس از آن تا پايان حيات وى ، آن زخم نه چرك كرد و نه او را آزار داد . در جريان اين سريّه شاهد هشيارى و مراقبت رسول خدا ( ص ) در مقابل يهوديان و پيگيرى اخبار آنان از سوى آن حضرت به منظور جلوگيرى از ايجاد فتنه‌اى از سوى آنان در سرزمين اسلام هستيم .

سريّهء بشير بن سعد

587 - رسول خدا ( ص ) بشير بن سعد را در رأس سى سوار به سوى بنى مرّه از طوايف فدك اعزام كرد و او نيز شتران آنان را مصادره نمود . امّا آنها به نبرد عليه او و همراهانش پرداختند و همهء همراهان او را كشتند ، ولى او خود دست به نبرد و مقاومت سختى در برابر آنان زد و سرانجام به فدك گريخت و به مردى يهودى پناه برد و آن يهودى از كشتن وى خوددارى كرد كه توانست به مدينه باز گردد . پس از آن رسول اكرم ( ص ) غالب بن عبد اللّه را به سوى اين گروه روانه ساخت تا انتقام خون مؤمنان را از آنان بگيرد و قدرت و شوكت آنان را در هم شكند . اين گروه روانهء محلّ مأموريّت خود شدند و از كسانى كه مسلمانان را كشته بودند انتقام گرفتند . در طىّ اين سريّه اسامة بن زيد كه جزء افراد گروه بود يكى از همپيمانان بنى مرّة به نام مرداس را در حالى كشت كه چون شمشير خود را بر
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 177 | حسين صابري / محمد أبو زهرة