تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
نيز مفاهيم مرائى لحاظ ذات و عنوانات معنون باشد .
( ( 3751 ) ) صورت شهرى كه آن جا مىروى * ذوق بىصورت كشيدت اى روى
ن 1225 19 - ك 407 22 ذوق بىصورت : چه اگر تفرج مىخواهى بىصورت است . خاصه استسعاد به شرف وصال كاملى . روى : ابر عظيم القطرات . و نيز گفته مىشود ماءٌ رويٌ ، يعنى بسيار و سيراب كننده .
( ( 3753 ) ) صورت يارى كه سوى او شوى * از براى مونسىّاش مىروى
ن 1225 21 - ك 407 23 از براى مونسىاش : كه روح روح او را مىخواهى و آن حق است .
( ( 3755 ) ) در حقيقت حق بود معبود كل * كز پى ذوق است سيران سبل
ن 1226 1 - ك 407 24 در حقيقت : فى الاسماء الحسنى « يا مَن لا يَرغَبُ إلَّا إلَيه ، يا مَن لا يُرجى إلَّا هُوَ » .
( ( 3756 ) ) ليك بعضى رو سوى دم كرده اند * گر چه سر اصل است سر گم كرده اند
ن 1226 2 - ك 407 24 سر اصل است : كه عالم قدس و تجرّد و اسماء تنزيهيّه .
( ( 3757 ) ) ليك آن سر پيش اين ضالان گم * مىدهد داد سرى از راه دم
ن 1226 3 - ك 407 25 از راه دم : مظاهر اسماء تشبيهيه .
( ( 3759 ) ) چون كه گم شد جمله جمله يافتند * از كم آمد سوى كل بشتافتند
ن 1226 5 - ك 407 26 جمله يافتند : يعنى هيكل توحيد شدند و مظهر جميع اسماء تنزيهيه و تشبيهيه .
( ( 3760 ) ) اين سخن پايان ندارد آن گروه * صورتى ديدند با حسن و شكوه
ن 1226 9 - ك 407 29 صورتى ديدند : چون قلعهء ذاتِ الصُّوَر را دانستى ، پس بدان تأويل باقى را . كه شاه ، عقل كل است ، كه عقول مفارقه وجوه اويند . و سه پسر او ، نفس ناطقهء قدسيه و عقل نظرى و عقل عملى - كه دو قوهء اويند - و به اينها توانند عوالم قدسيه را ، از ملكوت و جبروت و لاهوت ،