( ( 3254 ) ) شكر او شكر خدا باشد يقين * چون به احسان كرد توفيقش قرين
ن 1201 13 - ك 400 13
شكر او : يعنى شكر مهمانى كننده ، كه ميزبانش گويند .
( ( 3263 ) ) چون به گور آن ولى نعمت رسيد * گشت گريان زار و آمد در نشيد
ن 1201 22 - ك 400 18
نشيد : شعر و ترانه خواندن .
( ( 3264 ) ) گفت اى پشت و پناه هر نبيل * مرتجىّ و غوث ابناءُ السّبيل
ن 1202 1 - ك 400 18
مرتجى : به الف ، محل اميد .
غوث : فريادرس .
ابناء السبيل : كسانى كه در راه گذر و سفر فقير باشند .
( ( 3266 ) ) اى فقيران را عشير و والدين * در خراج و خرج و در ايفاى دين
ن 1202 3 - ك 400 19
عشير : خويش .
ايفاى دين : اداى قرض .
( ( 3267 ) ) اى چو بحر از بهر نزديكان گهر * داده تحفه بر سوى دوران مطر
ن 1202 4 - ك 400 20
داده تحفه بر سوى : افصح است از نسخهء « داده و تحفه سوى » .
( ( 3268 ) ) پشت ما گرم از تو بود اى آفتاب * رونق هر قصر و گنج هر خراب
ن 1202 5 - ك 400 20 و
گنج هر خراب : افصح است از « هر گنج » ، كه در بعض نسخ است .
( ( 3269 ) ) اى در ابرويت نديده كس گره * اى چو ميكائيل راد و رزق ده
ن 1202 6 - ك 400 21
راد : جوانمرد .
( ( 3271 ) ) ياد ناورده كه از مالم چه رفت * سقف سمت همتت هرگز نكفت
ن 1202 8 - ك 400 22
نكفت : كفتانيدن ، شكافتن .