فى الله به پيمودن در باطن ، و باطن الباطن است .
( ( 2282 ) ) هم ازين بد بختى خلق آن جواد * منفجر كرده دو صد چشمهء و داد
ن 1154 10 - ك 386 14
هم ازين بد بختى خلق : اولى است از نسخهء « هم ز بد بختى اين خلق » . و على اىّ تقديرٍ ، بد بختى مبتداى انفجار يا ظرف آن است ، نه علَّت .
و داد : عشق سارى است كه گذشت .
( ( 2284 ) ) از سواد شب برون آرد نهار * وز كف معسر بروياند يسار
ن 1154 12 - ك 386 15
يسار : وسعت . و موسر بودن ، مقابل معسر بودن .
( ( 2285 ) ) آرد سازد ريگ را بهر خليل * كوه با داود گردد هم رسيل
ن 1154 13 - ك 386 16
رسيل : موافق و هم آواز .
( ( 2287 ) ) خيز اى داود از خلقان فقير * ترك آن كردى عوض از ما بگير
ن 1154 15 - ك 386 17
اى داود : به كسر آخر .
از خلقان فقير : يعنى نافر از خلقان . و در بعض نسخ « با خلقان نفير » .
( ( 2289 ) ) ديو حرص و آز و مستعجل تگى * نى تأمل جست و نى آهستگى
ن 1154 19 - ك 386 19
تگى : به تاء مثناة فوق .
نى تأمل : در نسخه « نى تأنّى » .
( ( 2296 ) ) بر سر حرفه شدن بار دگر * در دعا كردن بدم هم بىهنر
ن 1155 4 - ك 386 23
حرفه : به مهملتين و فاء كسب ، چون روزى خواسته بود بىزحمت كسب ، حال گويد راضيم به آن چه رضاى تست .
( ( 2298 ) ) هر شبى تدبير و فرهنگم به خواب * همچو كشتى غرقه مىگردد ز آب
ن 1155 6 - ك 386 24
هر شبى تدبير : چون مناجى گفت « كو هنر » تا آن جا كه « همه تويى » ، تشبيه مىكند فناى كل را