ن 1009 6 - ك 340 19 درس پنج و شش : يعنى علم نرد بازى . مراد ، علمِ دنيا دارى است كه * ( « إِنَّمَا اَلْحَياةُ اَلدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ » 47 : 36 ( 1 ) .
و تصوّر حق مر اين در گذر بودن اين جزئيات را ، زاجر و رادعِ قوى است از تعلق عاقل به اينها . گويند پادشاهى نگين ثمينى داشت ، و گفت نگاشته [ اى ] بر اين نگين مىخواهم كه چون نظر بر آن اندازم ، اگر مشغول شادى و كامرانىام ، مشعوف به آن نشوم و غفلت نگيردم ، و اگر به دردى و بلايى مبتلايم چون به آن نظر كنم بر من آسان شود . هر فرزانه [ اى ] چيزى گفت ، و پسند نيفتاد . ژنده پوشى بود ، گفت : بنگارند كه اين هم بگذرد اين سخن پسند شاه و عقلا آمد . زيرا كه در عيش و كامرانى چو بيند كه اين هم بگذرد عيش او مكدّر شود . * ( « وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ » 57 : 23 ( 2 ) . و اگر به دردى و غمى مبتلاست ، چو بيند كه اين هم بگذرد ، تحمل آن بر او آسان گردد