تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح مثنوى — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
هفت بز : به اندازهء هفت امعاى كافر .
( ( 78 ) ) نان و آش و شير آن هر هفت بز * خورد آن بوقحط عوج بن غز
ن 823 20 - ك 280 14 بوقحط : چون ابو الفساد . عوج : نام مردى است قوى هيكل كه در عهد موسى - عليه السلام - بود . غز : به ضم غين معجمه صنفى از تركان غارتگر . و اينجا مراد تشبيه است به عوج و به غز .
( ( 93 ) ) بانگ مىزد وا ثبورا وا ثبور * همچنان كه كافر روز نشور

ن 824 13 - ك 280 21 ثبور : ويل و هلاك . روز نشور : چنان كه خدا فرموده : * ( « لا تَدْعُوا اَلْيَوْمَ ثُبُوراً واحِداً وَاُدْعُوا ثُبُوراً كَثِيراً » 25 : 14 ( 1 ) .

( ( 97 ) ) مصطفى صبح آمد و در را گشاد * صبح آن گم راه او را راه داد
ن 824 19 - ك 280 25 صبح آمد : ايهام دارد به آن كه مصطفى - صلى الله عليه و آله و سلَّم - صبح سعادت است . بلكه به روح ، صبح ازل است . صبح آن : به كسر حاء و اضافه .
( ( 101 ) ) صبغة الله گاه پوشيده كند * پردهء بىچون بر آن ناظر تند
ن 825 1 - ك 280 27 صبغة الله : چون رنگها چيزى را مىپوشند ، چنان كه جوهرها به عرضها ، و وجود به ماهيّات كه به منزلهء رنگ است پوشيده شده‌اند ، صبغة الله فرمود ، نه رحمة الله و نحو آن .
( ( 109 ) ) كه بيار آن مطهره اينجا به پيش * تا بشويم جمله را با دست خويش
ن 825 9 - ك 280 31 مطهره : به كسر ميم ، آلت شستن از ظروف آب چه تطهير در آن صفحات به ظروف و آب چاه بود .
( ( 112 ) ) اى لَعَمرُك مر ترا حق عمر خواند * پس خليفه كرد و بر كرسى نشاند

ن 825 12 - ك 280 33 اى لعمرك : اى مخاطب به قول خدا * ( « لَعَمْرُكَ إِنَّهُمْ لَفِي سَكْرَتِهِمْ يَعْمَهُونَ » 15 : 72 . ( 2 ) يعنى هر آينه به

هامش
( 1 ) قرآن كريم ، سورهء فرقان ، آيهء 14 . .
( 2 ) قرآن كريم ، سورهء حِجر ، آيهء 72 . .
شرح مثنوى — صفحة 13 | مصطفى بروجردى / ملا هادي السبزواري