( ( 8 ) ) مدح تعريف است و تخريق حجاب * فارغ است از مدح و تعريف آفتاب
ن 820 9 - ك 279 4
تخريق : دريدن . و به حاء مهمله ، سوزانيدن .
( ( 9 ) ) مادح خورشيد مداح خود است * كه دو چشمم روشن و نامرمد است
ن 820 10 - ك 279 5
نامرمد : نيست محل رمد و درد چشم .
( ( 10 ) ) ذمّ خورشيد جهان ذمّ خود است * كه دو چشمم كور و تاريك و بد است
ن 820 11 - ك 279 5
ذمّ خود است : چه آن خورشيد مذموم تو و انسان كامل متصور تو آفريده و تراشيدهء آزر خيال بت تراش تست و نقش خود و نفس خود را مذمت مىكنى .
( ( 12 ) ) تاندش پوشيد هيچ از ديده ها * وز طراوت دادن پوسيدهها ؟
ن 820 13 - ك 279 6
پوسيدهها : در جناس مثل خلق است .
( ( 14 ) ) هر كسى كو حاسد كيهان بود * آن حسد كو مرگ جاويدان بود
ن 820 15 - ك 279 7
كيهان : به فتح اوّل ، جهان . و اينجا مخفف كيهان خديو باشد . يا از باب ذكر لازم و ارادهء ملزوم باشد كه حاسد شاه جهان و مهر جهان و حاسد جهان و جهانيان است و حاسد خود نيز هست .
( ( 17 ) ) اِنَّ شَيئاً كُلُّه لا يُدرَكُ * اِعلَمُوا أَن كُلُّه لا يُترَكُ
ن 820 18 - ك 279 9 اعلموا ان : مخفّفه از مثقّله است . و كلام اقتباس است از حديث : « ما لا يُدرَكُ كُلُّه لا يُترَكُ كُلُّه » ، ( 1 ) و مضمون حديث ديگر است كه : « اَلمَيسُورُ لا يَسقُطُ بِالمَعسُورِ » ( 2 ) الى غير ذلك من الأَحاديث . ( 3 )
هامش
( 1 ) - عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 58 ، با اندكى اختلاف . .
( 2 ) عوالى اللآلي ، ج 4 ، ص 58 ، با اندكى اختلاف . .
( 3 ) مجمع البيان ، ج 2 ، ص 250 ، ذيل آيهء 101 سورهء مائده - التفسير الكبير فخر رازى ، ج 12 ، ص 106 - انوار التنزيل قاضى بيضاوى ، ج 1 ، ص 294 .