همچنين در انجام . بلكه * ( كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَه 28 : 88 ( 1 ) را مجرد از زمان ، حق فرموده - ازلًا و ابداً فانىاند ، كه التوحيد اسقاط الاضافات . اين است كه در قيامت كبرى ، خود سائل ، و خود مجيب است ، كه * ( لِمَنِ اَلْمُلْكُ اَلْيَوْمَ لِلَّه اَلْواحِدِ اَلْقَهَّارِ 40 : 16 ( 2 ) . و به حسب آغاز هم خود الست گويد و هم خود بلى كند زيرا كه همهء ذرات ثبوتِ علمى داشتند و وجوداتِ متشتتّه نبود . دو پاره : زيرا كه « ما ثبت قدمه امتنع عدمه ، لكن ما ثبت حدوثه ثبت زواله » يعنى آن چه آغاز ندارد ، انجام نپذيرد ، و آن چه حادث است و آغاز دارد پايان دارد و منقطع مىشود .
ن 325 17 - ك 120 5 باد دادى : يعنى بر باد دادى بنيادشان را . و ايهام دارد به نوع عذابشان : * ( وَأَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ 69 : 6 ( 3 ) . اندهان : انده مخفف اندوه ، و الف و نون اگر چه در جمع عاقل استعمال مىشود غالباً ، ليكن در غير عاقل گاه استعمال مىشود ، مثل روزان و شبان گاه گفته مىشود . و در اندوه حسنى هم دارد ، كه اندوهها ثقلى دارد .
ن 325 17 - ك 120 5 سنگسار قوم لوط : اشارت است به قول حق تعالى : * ( وَأَمْطَرْنا عَلَيْها حِجارَةً مِنْ سِجِّيلٍ مَنْضُودٍ 11 : 82 ( 4 ) .