سحر آن مرد كه در ميان شماست نيست » . بدين ترتيب ، آن مشركان به همان ظلمتى كه بودند بازگشتند و بلكه كفرى بيشتر از آنچه تاكنون داشتند و سختگيريى شديدتر از آنچه تاكنون عليه رسول خدا ( ص ) اعمال مىكردند در پيش گرفتند و اين آيت جز بر كفر آنان نيفزود .
در اين ميان يكى از افراد خاندان بنى مطلب كه با ابو طالب همراه بودند گفت : « كسانى خارج از خاندان ما و شما سزاوارترند كه دروغ بگويند و سحر كنند . نظر شما چيست ؟ چه اين كه ما مىدانيم آن قطع رابطه با ما و آن تحريم عليه ما كه شما همه بر آن همدست شدهايد به سحر و ستم نزديكتر است و اگر اين نبود كه شما بر سحر گردهم آمدهايد و همدست شدهايد اين نامهء شما در حالى كه در دستتان است تباه نمىشد و بدين صورت در نمىآمد كه آنچه از سوگند و نام خدا در آن بوده از ميان رفته و آنچه از ستم و جفاكارى بوده بر جاى مانده است . اينك آيا ما ساحريم يا شما ؟ » .
اين گفتههاى ابو طالب و كسانى از خاندانش كه همراه وى بودند ، هر چند نتوانست دلهاى مشركان را شفا بخشد و پذيراى حق كند ، اما صفوف متّحد بر باطل آنان را شكافت ، چه در پى اين سخنان گروهى از بنى قصّى و بنى عبد مناف و ديگر كسانى كه از اين پيش خود را بر اين پيمان و التزام بدان سرزنش و ملامت كرده بودند و برخى از آنان هماينك آن عهدنامه را در اختيار خود داشتند سر بر آوردند و آنچه در دلهاى خويش نهان ساخته بودند آشكار كردند و با قاطعيّت و به دور از هر گونه ترديد و دودلى و با ارادهاى استوار چنين اظهار داشتند كه « ما از آنچه در اين نامه است بيزاريم » .
در پى اين تحوّلات ابو جهل آن مرد خبيث ، بدنهاد ، كژانديش و گمراه گفت : « اين تصميمى است كه با هماهنگى قبلى اتّخاذ شده است » . « 7 »
271 - نتيجهاى كه از اين ماجراى تاريخى مىگيريم آن است كه اصرار و
هامش
( 7 ) - ر . ك . ابن كثير . البداية و النهايه ج 3 ، ص 84 و 85 .