و آزمند مىسازد تا هر لذتى را دوست بدارد هر چند عواقب و نتايج بدى داشته باشد . بنابراين در مسير اصلاح فرد و جامعه از نظر بودا لازم بود تا اين خواستهها تحت كنترل درآيد .
او براى تربيت نفس برنامهاى وضع كرد كه نخستين قدم آن با پرهيز از خواستههاى دل و توجّه به كارهاى نيك با قلبى سليم بود . چه ، در چنين صورتى نفس نورانى مىشود و درك آن نيز سالم مىشود و در پى آن عقيده نيز عقيدهاى سالم خواهد بود . پس از درك و اعتقاد سالم ، نوبت به راست گفتن ، سپس كردار شايسته ، سپس رفتار خوب و بالاخره به گروه و جامعهاى مىرسد كه بر پايهء اخلاق بنا شده است .
بودا پارهاى از اصول اخلاقى را مقرّر مىدارد و در منهيّات مكتب خود از ده چيز سخن مىگويد :
1 - كسى را نكش .
2 - سرقت و غصب مكن و مالى را كه به تو داده نشده است مگير .
3 - دروغ و هيچ سخن نادرستى نيز مگوى .
4 - شراب منوش و از هيچ ماده تخدير كنندهاى نيز استفاده مكن .
5 - زنا مكن و هيچ كار حرامى در امور مربوط به زندگى جنسى انجام نده .
6 - غذاى نپخته و ميوه نرسيده مخور .
7 - از عطر استفاده مكن و تاج گل بر سر مگذار .
8 - نرقص و در هيچ مجلس رقص و محفل غنايى حاضر مشو .
9 - از بستر نرم استفاده مكن . از قالى و پشتى و بالش و تشك راحت استفاده مكن .
10 - طلا و نقره را مورد استفاده قرار مده .
اين اصول بودايى معيوب و ناقص است .
عيب اين اصول آن است كه بر هيچ عقيدهء درستى مبتنى نمىباشد بلكه از
خاتم النبيين ( ص ) ( خاتم پيامبران ص ) ( فارسى ) — صفحة 40
مساهمون: حسين صابري
ص٤٠