مىدانسته او مسلمان است ضامن ديه و كفاره اوست و چنانچه نمىدانسته او مسلمان است ، تنها ضامن ديه وى است .
پى كردن اسبان مشركان ، اگر كه بر اين اسبان مىنشينند و به پيكار مىآيند جايز است ، هر چند برخى فقيهان از پى كردن اسبان نهى كردهاند . اين در حالى است كه در نبرد احد ، حنظلة بن راهب اسب ابو سفيان بن حرب را پى كرد و بالاى سر ابو سفيان ايستاد تا او را بكشد . در اين هنگام ابن شعوب او را ديد . پس به همارودى حنظله آمد ، درحالىكه مىگفت :
از همكيش خود و نيز از خويش دفاع مىكنم با ضربتى كه پرتو خورشيد را مىماند « 1 » .
وى سپس ضربتى بر حنظله فرود آورد و او را كشت و ابو سفيان را از وى رهانيد .
بدينسان ابو سفيان نجات يافت ، درحالىكه مىگفت :
پيوسته كره اسب من سگ آنان را دور مىكند ، از صبحگاه تا هنگامى كه غروب نزديك شود .
با همهء آنان پيكار مىكنم و كسى را كه ياراى چيرگى داشته باشم مىجويم و آنها را با نوك نيزه خويش از خود مىرانم .
اگر مىخواستم اسبى بلند قامت و چابك مرا نجات مىداد و وامدار منّت ابن شعوب نمىشدم « 2 » .
اين ابيات به ابن شعوب رسيد و چون ابو سفيان او را سپاس نگزارده بود ، در پاسخ وى اين گونه گفت :
اى پسر حرب ، اگر دفاع من و حضور من بود ، تو را در آن روز كه گرد و خاك جنگ فرو نشست در حالى مىيافتند كه به هيچ صدايى پاسخى نمىدهى .
اگر هجوم همان كره اسب در آن پيكار نبود ، كفتاران و سگانى بر روى بندبند از هم گسيختهء تن او پارس مىكردند « 3 » .
هامش
( 1 ) . بيتى است از بحر عريضلاحمين صاحبى و نفسى * بطعنة مثل شعاع الشمساين بيت و نيز ماجراى ياد شده را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 69 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، ج 4 ، ص 21 . ناگفته نماند هيچكدام از اين دو منبع از پى كردن اسب ابو سفيان به دست حنظله سخن به ميان نياوردهاند - م .
( 2 ) . چند بيتى است از باب طويل :و مازال مهرى مزجر الكلب منهم * لدن غدوة حتى دنت لغروب
اقاتلهم طرا وادعو لغالب * و ادفعهم عنى بركن صليب
و لو شئت نجانى حصان طمرة * و لم احمل النعماء لابن شعوبابيات را بنگريد در : طبرى ، تاريخ الامم و الملوك ، ج 2 ، ص 69 ؛ ابن كثير ، البداية و النهايه ، ج 4 ، ص 21 - م .
( 3 ) . ابياتى است از بحر طويل :