[ ساماندهى سپاهيان ]
بند نخست : ساماندهى و روانه كردن سپاهيان است . در اين زمينه هفت وظيفه ، بر دوش فرمانده قرار مىگيرد :
وظيفهء نخست : رعايت اعتدال و مدارا با سپاهيان در پيش بردن آنهاست ، بهگونهاى كه ضعيفترين كسان توان همراهى داشته باشند و نيروى قوىترين كسان نيز حفظ شود ، نه آنكه كاروان سپاهيان را به شتاب به سويى برد تا در نتيجه ، آنكه ضعيف است از پاى درآيد و آن كه قوى است توانش به كرانه رسد . پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود :
« اين دين استوار است . در آن به مدارا پيش رويد ؛ چه ، آنكه در اين راه پيوسته مركب خويش را پيش مىتازاند ، نه راهى را مىپيمايد و نه مركبى براى خويش باقى مىگذارد . بدترين تاختن پيوسته تاختن است . » « 1 » .
همچنين ، از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده كه فرمود :
« آنكه ضعيفتر است فرمانرواى همسفران است » « 2 » .
يعنى آنكس كه مركبش ضعيفتر است بر همراهانش لازم است همپاى او پيش روند .
هامش
( 1 ) . عبارتى كه ماوردى آورده چنين است : « هذا الدين متين فاوغلوا فيه برفق ؛ فان المنبتّ لاارضا قطع و لا ظهرا ابقى و شر السير الحقحقة » .
اين متن را بدين ترتيب در منابع نيافتم و آنچه در اين زمينه به دست آوردهام از اين قرار است :
بيهقى در شعب الايمان سه روايت آورده كه هركدام مشتمل بر بخشى از اين حديث است . بنگريد به : شعب الايمان ، ج 3 ، ص 402 ، ش 3885 - 3888 . شرح روايت سوم بيهقى را نيز بنگريد در : مناوى ، فيض القدير ، ج 4 ، ص 386 .
بيهقى در سنن خود نيز بخشهايى از متنى را كه ماوردى نقل كرده آورده است . از آن جمله چنين نقل مىكند : « ان هذا الدين متين فاوغل فيه برفق و لا تبغض الى نفسك عبادة اللّه فان المنبت لا ارضا قطع و لا ظهرا ابقى » . بنگريد به : بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 3 ، ص 18 ، ش 4520 و ص 19 ، ش 4521 و 4522 .
قضاعى هم در كتاب خود بابى بدين نام گشوده و در آن دو حديث آورده است . بنگريد به : قضاعى ، مسند الشهاب ، ج 2 ، ص 184 ، ش 1147 و 1148 .
ابن مبارك نيز اين مضمون را نقل كرده است . بنگريد به : ابن مبارك ، كتاب الزهد ، ص 415 ، ش 1178 .
همين مضمون را ديلمى هم نقل كرده است . بنگريد به : ديلمى ، الفردوس ، ج 1 ، ص 235 ، ش 900 .
اما ابن حجر اين مضمون را به صيغه خطاب جمع آورده است . بنگريد به : ابن حجر ، فتح البارى ، ج 11 ، ص 297 ، ش 6100 . شرح اين حديث را بنگريد در : مناوى ، فيض القدير ، ج 2 ، ص 445 : عجلونى ، كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 300 و ج 2 ، ص 284 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 1 ، ص 62 ؛ ابن عبد البر ، التمهيد ، ج 1 ، ص 195 ؛ ابو عبيد ، غريب الحديث ، ج 2 ، ص 27 - 29 .
ناگفته نماند واژه حقحقه را نيز در اين حديث به معناى تاختن هميشگى به گونهاى كه مركب را از پاى درآورد و همچنين به معناى تاختن در آغاز شب يا تاختن خستهكننده دانستهاند . بنگريد به : رازى ، مختار الصحاح ، ج 1 ، ص 62 ؛ زمخشرى ، الفائق ، ج 2 ، ص 211 ؛ ابن اثير ، النهايه ، ج 1 ، ص 412 ؛ ابن منظور ، لسان العرب ، ج 10 ، ص 57 - م .
( 2 ) . « المضعف امير الرفقة » . اين متن را عظيم آبادى به نقل از سيوطى آورده و شرح كرده است . بنگريد به : عون المعبود ، ج 7 ، ص 303 - م .