مىشود . ابو حنيفه گفته است : اجرت كسىكه عايدات عشر و خراج را قسمت مىكند مشتركا از اصل پيمانه برداشته مىشود . سفيان ثورى گفته است : اجرت خراج بر حكمران است و اجرت عشر بر مالكان اراضى . اما مالك گفته است : اجرت عشر بر مالكان زمين است و اجرت خراج مشتركا پرداخت مىشود .
فصل [ : اوزان و مقادير در خراج ]
خراج حقى است معلوم بر ساحتى معلوم . حصول علم در اينباره به آگاهى از سه چيز امكانپذير است و اين آگاهى جهالت را از ميان برمىدارد :
نخست : مقدار هكتار به ذراعى كه زمين با آن پيمايش شده است ؛
دوم : مقدار درهمى كه واحد استيفاى حقوق لازم است ؛
سوم : مقدار پيمانهاى كه به وسيلهء آن استيفا صورت مىپذيرد .
هكتار يا جريب معادل ده قصبه در ده قصبه است . قفيز هم ده قصبه در ده قصبه است .
عشير معادل يك قصبه در يك قصبه است و قصبه نيز معادل شش ذراع . بدينترتيب هر جريب معادل سه هزار و ششصد ذراع مربع و هر قفيز معادل سيصد و شصت ذراع مربع است كه خود يك دهم جريب مىشود . عشير نيز سى و شش ذراع و معادل يك دهم قفيز است .
ذراع داراى هفت گونه است كه كوتاهترين آنها ذراع قاضى است و ديگر انواع نيز به ترتيب عبارتند از : يوسفى ، سوداء ، هاشمى صفرى يا همان بلالى ، هاشمى كبرى يا زيادى ، عمرى و سرانجام ميزانى .
ذراع قاضى كه آن را « ذراع الدور » گويند به اندازه يك و دو سوم انگشت از ذراع سوداء كمتر است ، نخستين كسىكه اين ذراع را وضع كرد قاضى ابن ابى ليلى بود و مدرم كلواذى با اين ذارع داد و ستد مىكنند .
ذراع يوسفى يا ذراعى كه قاضيان مساحت خانههاى بغداد را با آن اندازه مىگيرند به دو سوم انگشت از ذراع سوداء كمتر است و نخستين كسىكه آن را وضع كرد قاضى ابو يوسف بود .
ذراع سوداء از ذراع الدور به يك و دو سوم انگشت بيشتر است . نخستين كسىكه آن را وضع كرد هارون الرشيد بود . او اين ذراع را به ذراع خدمتگزار سياهى كه داشت و بر بالاى سر او مىايستاد تعيين اندازه كرد . همين ذراع معيار اندازهگيرى امروزين مردم در خريد و فروش