سربهاى اسيران آزاد شدهء بدر را به كسانى از مسلمانان كه اين افراد را به اسارت درآورده بودند پرداخت .
اگر امام خون كسى از مشركان را به دليل سرسختى بسيارش و نيز آزار فراوانى كه متوجه مسلمانان ساخته هدر اعلام كرده باشد و سپس همان كس به اسارت مسلمانان درآيد براى امام جايز است بر او منت نهد و او را آزاد كند .
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در سال فتح مكه فرموده بود شش تن را به قتل برسانند ، هرچند به پردههاى كعبه درآويخته باشند :
[ 1 - ] عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح : كاتب وحى بود و چون پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به او مىفرمود :
بنويس « غفور رحيم » ، مىنوشت : « عليم حكيم » . او بعدها مرتد شد و به قريش پيوست . وى گفته بود : من محمد را به هرسوى كه بخواهم مىچرخانم . پس اين آيه دربارهء او نازل شد كه مىفرمايد :
وَ مَنْ قالَ سَأُنْزِلُ مِثْلَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ
« 1 » .
[ 2 - ] عبد اللّه بن خطل : دو كنيز داشت كه در ترانههاى خود پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را ناسزا مىگفتند .
[ 3 - ] حويرث بن نفيل : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را آزار مىداد .
[ 4 - ] مقيس بن حبابه : يكى از انصار يكى از برادران او را كشته بود . او نيز ديه وى را دريافت كرده ، اما پس از چندى قاتل را غافلگير ساخته و كشته و سپس از دين برگشته و به مكه بازگشته بود . او در آنجا شعرى بدين مضمون بر زبان راند :
اينكه او در آن بيابان بر زمين افتاد و جامهاش به خون آن حيلهگر رنگين گشت دل را تسلّى بخشيد .
پيش از كشتن او اندوه دل را مىفشرد و از اينكه با بستر همدم شوم بازمىداشت .
به غلبه از او انتقام ستاندم و ديه او را بر دوش كسان بنى نجار ، آن ساكنان قلعه فارع نهادم .
و انتقام خويش گرفتم و آسوده در بستر آرميدم و خود نخستين كسى بودم كه از اسلام برگشتم « 2 » .
هامش
( 1 ) . انعام / 93 : و كسىكه گفت : مانند آنچه خداوند فرو فرستاد نازل خواهم كرد .
( 2 ) . ابياتى است از بحر طويل :شفى النفس ان قد بات بالقاع مسندا * يضرج ثوبيه دماء الاخادع
و كانت هموم النفس من قبل قتله * تلم فتخفى عن وطاء المضاجع