داشته باشند او حق قضاوت دارد يا نه ، دو وجه است : يكى آنكه متولى حج در چنين مواردى قضاوت مىكند ؛ و ديگرى آنكه در چنين مواردى قضاوت نمىكند .
سوم : چنانچه كسى از حاجيان كارى انجام دهد كه موجب كفاره است متولى حج حق دارد او را از وجوب كفاره آگاه سازد و به پرداخت آن فرمان دهد . اما آيا مىتواند او را بدين كار الزام كند و به عنوان مدعى خواهان پرداخت آن از سوى او شود يا نه ؟ در اينباره همان گونه كه در مسألهء اجراى حدود گذشت دو احتمال وجود دارد .
براى متولى حج چنانچه خود فقيه باشد جايز است به استفتاى هركه از او فتوا بخواهد پاسخ دهد ، گرچه براى او جايز نيست كه حكمى صادر كند ، يا كسى را بر انجام كارى كه جايز است محكوم كند مگر در مورد كارى كه مىترسد فرد نادان ديگرى از آن سرمشق گيرد ، چنان كه عمر بر طلحة بن عبيد اللّه در اينباره كه چرا در حج جامهء رنگين بر تن كرده است خرده گرفت و گفت : بيم آن دارم كه نادانى از تو سرمشق گيرد .
متولى برگزارى حج حق ندارد مردم را به انجام مناسك برپايهء مذهبى كه خود دارد وادار سازد .
چنانچه متولى حج درحالىكه حج را براى مردم برگزار كند كه خود احرام نپوشيده ، اين كار مكروه است ولى حجى كه با او انجام شده صحيح است . اين بر خلاف نماز است كه صحيح نيست امام درحالىكه خود نماز نمىخواند نماز ديگران را امامت كند .
اگر مردم در حج بخواهند بر امام خويش پيشى گيرند يا از او عقب افتند اين كار جايز است ، هرچند مخالفت با كسىكه قاعدتا بايد از او پيروى كرد مكروه است . اما اگر نمازگزارانى بخواهند در نماز با امام چنين مخالفتى كنند نمازشان باطل مىشود ؛ چرا كه نماز مأموم به نماز امام وابسته است ، درحالىكه در حج ، اعمال امام و اعمال مردم از همديگر جداست .
آيين حكمرانى ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: علي بن محمد البغدادي الماوردي
ص٢٣٤