[ ب - ] از سوى كسانى چون وزير تفويض يا فرمانرواى ايالت كه خليفه تدبير كارها را به ايشان وامىگذارد ؛
[ ج - ] از سوى نقيب ( سرسلسله ) اى كه ولايتى عام داشته باشد و بخواهد سرسلسلهاى با محدودهء سرپرستى خاص بگمارد .
هرگاه مقام گمارنده بخواهد بر طالبيان يا عباسيان سرسلسلهاى بگمارد ، بايد از ميان اين تيرهها كسانى را برگزيند كه از خاندان والاتر هستند ، فضل و دانش افزونتر دارند و درستانديشترند . او اينگونه كسان را به كار نقابت خاندانها مىگمارد تا ويژگىها و شايستگىهاى رياست و سياست در او فراهم آيد و بدينسان به فرمانبرى از او بشتابند و كارشان به سياست و تدبير او سامان گيرد .
نقابت يا سرسلسلگى بر دو گونه است : خاص و عام .
[ نقابت خاص ]
نقابت خاص آن است كه سرسلسله تنها به همين كار بسنده كند و به كارهايى چون قضاوت يا اجراى حدود در ميان تيرهء خويش نپردازد . در چنين صورتى برخوردارى از دانش ، از شرايط و لوازم تصدى اين سمت نخواهد بود .
اما وظايفى كه نقيب خاص در برابر خاندان خود دارد شامل دوازده مورد است :
مورد نخست : حفظ تبار خاندان از اينكه كسانىكه جزو خاندان او نيستند خود را جزو خاندان قلمداد كنند و يا كسانىكه جزو خاندان هستند خود را از آن بيرون بدانند . بدينسان ، همانگونه كه سرسلسله موظف است خاندان را از ورود غير حفظ كند بر او لازم است از خروج كسان خاندان نيز جلوگيرى كند تا نسب خاندان حفظ شود و هركس به آن نيا و تبار كه از او برخاسته است نسبت داده شود .
مورد دوم : شناخت تيرهها و طوايف و نيز آگاهى كامل از نسب كسان و خاندانها تا نسبت پدر - فرزندى ميان افراد بر او پوشيده نماند و نسبى در نسب ديگر تداخل نكند . سرسلسله مىبايست نام كسان را با نسب و تبارشان در ديوان خويش ثبت كند .
مورد سوم : كسب آگاهى در مورد نوزادان خاندان اعم از پسر و دختر بدين منظور كه نام آنان را ثبت كند ، و همچنين ، كسب آگاهى در مورد درگذشتگان تا نام ايشان را نيز ذكر كند ، مبادا نام كسى از نوزدان به ثبت نرسد و نسب او گم شود يا مرگ كسى از درگذشتگان را يادآور نگردد و كسى دعوى نسب او كند .