دست و پاى او برعكس يكديگر بريده مىشود و آنكه تنها سياهى اردوى محاربان شده و در دل مردم ترس و وحشت افكنده ولى نه كسى كشته و نه مالى ستانده ، تعزير مىشود و به كيفر قتل يا قطع دست و پا نمىرسد . اين ديدگاه ابن عباس ، حسن بصرى ، قتاده ، سدّى و همين مذهب شافعى رضى اللّه عنه است . اما در اين ميان ، ابو حنيفه گفته است : اگر آنان هم كسانى كشته و هم مالى ستانده باشند امام مجاز است كه آنان را بكشد و سپس به صليب كشد يا دست و پايشان برعكس يكديگر ببرد و پس از آن ايشان را بكشد ، و آن كس هم كه تنها سياهى اردويشان بوده و ترس و وحشت ايجاد كرده است حكمى بهسان حكم ديگران دارد .
اما دربارهء عبارت
أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ
مفسران اختلاف ورزيده و چهار تفسير را مطرح كردهاند .
تفسير نخست آنكه مقصود راندن آنان از سرزمين اسلام به سرزمين شرك است . اين ديدگاهى است كه مالك بن انس ، حسن بصرى ، قتاده و زهرى اختيار كردهاند .
تفسير دوم آنكه مقصود راندن آنان از يك شهر به شهرى ديگر است . اين ديدگاه عمر بن عبد العزيز و سعيد بن جبير است .
تفسير سوم آنكه مقصود زندانى كردن است ، چنانكه ابو حنيفه و مالك گفتهاند :
تفسير چهارم نيز آنكه مقصود اين است كه آنان نخست ، براى اجراى حد فراخوانده مىشوند ، سپس به تبعيدشان مىفرستند . اين هم نظرى است كه ابن عباس و شافعى برگزيدهاند .
دربارهء آيه
إِلَّا الَّذِينَ تابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ
« 1 » نيز نزد مفسران شش تفسير وجود دارد :
نخست آنكه اين آيه دربارهء محاربان مفسدى از اهل كفر است ، آنگاه كه از شرك توبه كنند و به اسلام بگروند . اما دربارهء مسلمانان ، توبهء آنان نه حدى را از آنان ساقط مىكند و نه حقى را . اين ديدگاه ابن عباس ، حسن بصرى ، مجاهد و قتاده است .
دوم آنكه اين آيه دربارهء محاربان مسلمانى است كه پيش از چيرگى يافتن بر آنان ، به استناد امانى كه امام بديشان دهد توبه كنند ، اما آنكه بدون اعطاى امان به وى توبه كرده باشد ، توبهاش نه موجب سقوط حدى از اوست و نه زمينهء سقوط حقى . اين ديدگاه على بن ابى طالب عليه السّلام - خداى روى او را سفيد بدارد - و نيز شعبى است .
سوم آنكه آيه دربارهء كسانى از مسلمانان نازل شده است كه پس از پيوستن به دار الحرب
هامش
( 1 ) . مائده / 34 : مگر كسانىكه پيش از اينكه بر آنان دست يابيد توبه كنند .