كاشتند ، اما اين نهال منّت ميوهء تلخ حنظل به بار نشاند « 1 » .
نكتهء پنجم آنكه نه اموال اين طايفه به غنيمت گرفته مىشود و نه زنان و كودكانشان به تصرف در مىآيند . از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله روايت شده است كه فرمود :
« دار الاسلام آنچه را در آن است امنيت مىدهد و دار الشرك آنچه را در آن است مباح مىدارد » « 2 » .
نكتهء ششم آنكه در پيكار با اين طايفه از يارى هيچ مشركى كه با مسلمانان قرارداد صلح دارد و نيز از يارى هيچ كافرى ذمى بهره جسته نمىشود ، هرچند بهره جستن از يارى يادشدگان در پيكار با اهل حرب و مرتدان جايز باشد .
نكتهء هفتم آنكه نه مىتوان با اين طايفه قرارداد آتشبس منعقد ساخت و نه مىتوان با پرداخت مالى از سوى آنان با ايشان مسالمت كرد . از همين روى ، اگر فرمانده با اين طايفه قرارداد آتشبس بندد ، پايبندى به آتشبس در مدت يادشده در قرارداد لازم نيست و اگر هم توان كافى براى رويارويى با آنان نداشته باشد ، تنها آن اندازه كه چنين توانى به دست آورد صبر مىكند . همچنين ، اگر در ازاى دريافت مالى با آنان بناى مسالمت نهاده باشد اين قرارداد باطل است و دربارهء مالى هم كه از آنان ستانده است بايد نگريست : اگر اين مال عنوان خمس يا زكات داشته است به آنان بازپس داده نمىشود و آنچه به عنوان خمس يا « فىء » از آنان ستانده شده به مصرف سزامندانش خواهد رسيد و آنچه هم به عنوان زكات دريافت شده است به مصرف نيازمندان مىرسد . اگر آن مال از اموال شخصى و خالص آنان بوده است تملك آن از سوى فرمانده مسلمانان جايز نيست و واجب است بديشان بازگردانده شود .
نكتهء هشتم آنكه در پيكار با اين طايفه ، نه عراده نصب مىشود ، نه خانههايشان آتش زده مىشود و نه درختان و نخلستانهايشان بريده مىشود ؛ چرا كه سرزمين آنان به هر روى دار الاسلام است و همين عنوان ، مستلزم امنيت آن سرزمين است ، هرچند ساكنانش سركشى
هامش
( 1 ) . ابياتى است از بحر كامل :أأقاتل الحجاج عن سلطانه * بيد تقر بانها مولاته
انى اذا لاخو الزيارة و الذى * شهدت باقبح فعله غدراته
ماذا اقول اذا برزت ازاءه * فى الصف و احتجت له فعلاته
أأقول جار على لا انى اذا * لا حق من جارت عليه ولاته
و تحدث الاقوام ان صنائعا * غرست لدىّ فحنظلت نخلاتهماجرا و نيز ابيات شعر را بنگريد در : ابشيهى ، المستطرف ، ج 1 ، ص 509 ؛ جرجانى ، دلائل الاعجاز ، ج 1 ، ص 362 - م .
( 2 ) . « منعت دار الاسلام ما فيها و اباحت دار الشرك مافيها » . چنين حديثى را در منابع نيافتم - م .