تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤

[ ذكر پنجم ] در آن‌چه از زمان استحداث اساس آن نواحى كه به مثابت سور است بر آن بقعه و منخرط در سلك خطّهء منجم كبار امراء و ملوك و منشأ اعاظم فضلا و علما و ارباب جاه و مرتبه و اصحاب جلال و قدر و اهل صلاح و خير بوده ، چنان‌كه هريك از ايشان ، يگانهء زمانهء خود ، و مردانهء روزگار بوده

روايت مىكند سليمان بن احمد بن عبد اللّه بن محمّد عمران نقل از عبد الرّحمان بن عمرو بن رسته ، از محمّد بن يوسف كه او گفت : « خيار أصفهان من خيار النّاس ، و شرارها من شرارهم » ، اگرچه از تعداد اعداد سلاطين و ملوك جهان‌گير و بزرگان نامدار كه هريك على الاطلاق چون روزكار در آن روزگار ، نافذ الحكم و قاطع الأمر بوده ، و بر هفت كشور ، سرور و مهتر ، زبان ناطقه و بيان حصر و احصاى ، لال و عاجز آيد ، فامّا هم‌چنان ضرورت باعث مىشود بر ذكر چندى از ايشان ، چه از اهل جاهليّت ، و چه از اسلاميان . نخست از ملوك گردن‌كش و سپهدار لشكركش ، فرعون لعين ، از خوزان ماربين برخاست ، و در ملك بر ذروهء منيع نشست ، و به مرتبهء رفيع پيوست ، تا غايتى كه ديو وسواس ، و خنّاس حجرهء وهم و حواس ، او را به زخرفات طغيان ، و تمويهات بهتان و عصيان ، تسويل و تزيين داد ، و غرور نخوت
أَ لَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَ هذِهِ الْأَنْهارُ
در مغز سبكسار آن خاكسار قرار گرفت ، و دعوى
أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى
و
فَمَنْ رَبُّكُما يا مُوسى
در ميان اهل ضلال به اظهار رسانيد ، و بنياد صرح ممرّد خود از شرح مستغنى است ، و چون صورت حال آن مدلّس پر تلبيس از تسلّس و كفر ابليس ، اظهر و اشهر است ، نابردن نام و
محاسن اصفهان ( فارسى ) — صفحة 94 | مفضل بن سعد مافروخى اصفهانى / حسين بن محمد آوى