پيش گفتار
شهر تاريخى
اصفهان ، از مراكز معتبر علمى اسلامى است ، وجود مساجد كهن و مراكز متعدّد علمى ، نام اين شهر را - از همان سدههاى نخستين اسلام - در تاريخ و فرهنگ و تمدّن اسلامى ، به عنوان دار العلم شرق ، مشهور گردانيده بود . اين شهر ، در قرن چهارم هجرى ، مركز حكومت امراى شيعى مذهب و مستقل آل زيار و آل بويه شده ، و از پرتو وجود وزراى دانشمند و ادبپرورى چون صاحب بن عبّاد و ابو على سينا كه سالها در
اصفهان كرسى صدارت داشتند ، مجمع فضلا ، ادبا و دانشمندان بنام اسلامى شد .
اصفهان در قرن پنجم هجرى ، مركز سلاطين بزرگ سلجوقى شد . در اين دوره ، اين شهر از بزرگترين شهرهاى آباد و بزرگ آن زمان و مركز سياسى اسلام و فعاليتهاى علمى گرديد . ناصر خسرو قباديانى ، شاعر و جهانگرد مشهور ايرانى ، در قرن پنجم و در آغاز حكومت سلجوقى در توصيف
اصفهان مىنويسد : « من در همهء زمين پارسىگويان ، شهرى نيكوتر و جامعتر و آبادانتر از
اصفهان نديدم » .
از آثار مهم تاريخى - ادبى كه در دوران سلجوقى به رشتهء تحرير در آمده ، كتاب محاسن
اصفهان تأليف مفضّل بن سعد بن حسين مافرّوخى اصفهانى از دانشمندان قرن پنج هجرى در
اصفهان است .
وى در توصيف مسجد عتيق بزرگ در قرن پنجم مىنويسد : « در هر نمازى از نمازهاى پنجگانه كمتر از پنج هزار مرد ، صف نبستى ، و هر ستون از او مستند شيخى بودى ، مزيّن و آراسته و محلّى و پيراسته به نظارت مناظرهء فقها ، و حليهء مطارحهء علما ، و جلادت مجادلهء