Skip to main content

الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — Page 42

Contributors:

P.42
بود هيچ كس نرست كه خداى - تعالى - اين آيت را سبب نجات او ساخت و از دريا او را بر تخته‌اى به ساحل انداخت « 1 » . وى چنين حكايت كرد كه موج دريا مرا به جزيره‌اى افكند « 2 » كه ( بر هر طرف از وى روضه‌اى و غديرى و در هر ناحيت خورنقى و سديرى بود ؛ خاك او دلگيرتر « 3 » از هواى عاشقان و آب آن گوارنده‌تر « 4 » از ناز معشوقان ، صحن او همچون جنت خوش و چون جوانى نزه و چو جان دلكش . « 5 » در ميان آن جزيره كوشكى ديدم چون همت پادشاهان بلند و چون دل كريمان فراخ ، و چون روى دلبران « 6 » آراسته . در آن كوشك رفتم ، انواع جواهر يافتم « 7 » كه مثل آن هرگز نديده بودم و نشنيده « 8 » ) ، و زنى ديدم در غايت جمال و نهايت كمال ، از ماه درست « 9 » منيرتر و از آفتاب درخشان « 10 » بىنظيرتر ، صباحتى كه يوسف در مصر جمال او « 11 » عزيز ننمودى « 12 » و ملاحتى كه ليلى را اگر نظر بر وى افتادى مجنون گشتى ، ( و نرد « 13 » حسن
Footnote
( 1 ) - ت : و دريا بر تخته او را بساحل انداخت . م : و دريا بر تخته‌اى او را بر ساحل انداخت . مل : و از دريا بر تخته نشانده بساحل انداخت . ر : و از دريا بر تخته نشاند و بساحل انداخت . چا ، چب : و دريا بر تخته پاره‌اى او را بساحل انداخت . مش . و دريا بر تخته او را به ساحل انداخت ( 2 ) - م ، مش : موج دريا مرا بجزيره انداخت . مل ، ر : بجزيره‌اى از جزاير دريا انداخت جزيره‌اى ديدم كه هرگز نديده بودم و نشنيده ( 3 ) - بجز مج و مجا و ت در بقيهء نسخ خطى و چاپى : دلپذيرتر ( 4 ) - ت ، م ، مش : خوشگوارتر ( 5 ) - در نسخه‌هاى چاپى به صورت بيت به اين شكل آمده است :صحن او همچو صحن جنت خوش * چون جوانى بره چو جان دلكش( 6 ) - ت : م ، چا و چب : نيكوان ( 7 ) - مجا : بانواع جواهر يافتم ( 8 ) - مل ور عبارات ميان دو هلال را ندارد ( 9 ) - ت : از ماه تابان در شب تيره . مل ، ر ، چا ، چب : از ماه شب چهارده . ( 10 ) - ت ، م ، مش ، چا ، چب : در حسن ( 11 ) - چا : يوسف مصر در قبال او ( 12 ) - مجا ، م : بنمودى . مل ، ر : نمودى ( 13 ) - ت : نور
الفرج بعد الشدة ( فرج بعد از شدت ) ( فارسى ) — Page 42 | القاضي التنوخي / اسماعيل حاكمي / حسين بن اسعد دهستانى