[ مقدمهء مترجم ]
به نام خداوند جان و خرد
هر چند به نظر مىرسد كه روزگار مخاصمات فرقهاى و جدالهاى كلامى ، آن گونه كه در سدههاى پيشين متداول بود ، بين طوايف مسلمان به سر آمده يا دست كم كاهش يافته باشد ، اما مىدانيم كه نسل جديد مسلمان با توفانى از مسائل فكرى و اعتقادى نوينى مواجه است كه به جد هويت تاريخى و ملى و اعتقادى او را تهديد مىكند . اين توفان ، كه از اواخر سدهء سيزدهم هجرى به هنگام مواجههء مسلمانان با تمدن نوين غربى آغاز شده و هنوز هم با سرعت رو به افزايش است ، هر چند آهنگ نفى و حد اقل مسخ هويت تاريخى امت اسلام را دارد ، ليكن ناديده گرفتن آن نيز ناممكن است و ترديدى نيست كه بىاعتنايى به اين موج نيرومند و جهانگستر پيامدهاى دهشتناكى دارد كه پيشبينى آن كاملا ممكن است .
با توجه به اين واقعيت بود كه از همان آغاز اين مواجهه و رويارويى ، كسانى كه خطر را احساس كرده و عظمت و نيرومندى حريف را شناخته بودند ، سر از خواب ديرين برداشته به چارهجويى دست زدند و كوشيدند راه درست و عاقلانه و عملى را در چهارچوب حفظ مصالح امت اسلام و بر جايى هويت تاريخى و اعتقادى مسلمانان برگزينند .
( البته روشن است كه عكس العملها در برابر تمدن و تجدد غربى در جهان