همديگر اكتفا نمودند ، پس آنگاه در كمين نشستند و با رهگذران نيز اين كار را كردند تا اينكه ديگر كسى از شهر آنان عبور نمىكرد ، پس زنانشان را وارهاندند و به پسر بچهها روى آوردند . ( 1 ) چون ابليس لعنت شده ديد كه كارش در ميان مردان پا بر جا شده خويش را به شكل زنى در آورد و به سراغ زنان رفت و به آنان گفت : مردان شما با يك ديگر همجنس بازى مىكنند ؟ آنان گفتند : آرى ، ما خود ديدهايم و [ حضرت ] لوط [ عليه السّلام ] نيز آنان را اندرز مىدهد و نصيحت مىكند . [ ابليس به زنان نيز همجنس بازى را آموخت ] و زنان نيز به همديگر اكتفا كردند و به همجنس بازى با خويش پرداختند ، پس چون حجّت بر آنان تمام شد خداى گرامى و بزرگ جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل را به صورت جوانانى قبا بر تن به سوى آن قوم فرستاد و آنان بر لوط عليه السّلام كه مشغول كشاورزى بود گذر كردند . لوط عليه السّلام آنان را گفت : من هرگز كسى را به زيبايى شما نديدهام ! به كجا مىرويد ؟ آنان گفتند : سرورمان ما را به سوى بزرگ اين شهر فرستاده است . لوط عليه السّلام گفت : آيا سرور شما به شما نگفته كه اهل اين شهر چه مىكنند ؟ اى فرزندان ! به خدا سوگند كه اينان مردان را مىگيرند و آن قدر با آنان همجنس بازى مىكنند تا اينكه خون جارى مىشود . آنان گفتند : سرور ما دستور داده تا از ميانهء شهر بگذريم . لوط عليه السّلام گفت : پس من از شما درخواستى دارم . گفتند : آن چيست ؟ گفت : صبر كنيد تا هوا تاريك شود ، پس آنان نشستند و لوط عليه السّلام دخترش را فرستاد و او را گفت كه براى آنان كمى نان و مقدارى آب در كوزه بياورد و جامهاى بياورد كه آنان را از سرما بپوشاند . چون آن دختر به سوى خانه راهى شد باران گرفت و دره پر از آب شد [ و راه گرفته شد ] . لوط عليه السّلام گفت :
هم اكنون آب ، پسر بچهها را با خود خواهد برد ؛ پس آنان را گفت : برخيزيد تا از اينجا برويم . لوط عليه السّلام از كنار ديوار مىرفت و آنان از ميانهء راه . آنان را گفت : اى فرزندان ! بياييد از اينجا برويم . آنان گفتند : سرور ما دستور داده كه از ميانهء راه برويم و لوط عليه السّلام تاريكى شب را غنيمت مىشمرد . ابليس لعنت شده كودكى را از دامن مادرش درربود و به چاه افكند ، پس همهء اهل شهر به در خانهء لوط عليه السّلام گرد هم آمدند و داد و فرياد كردند و چون آن پسر بچهها را در خانهء لوط عليه السّلام ديدند گفتند :
اى لوط ! آيا تو نيز در اين كار به ما پيوستى ؟ ! ( 2 ) لوط عليه السّلام گفت : « اينان مهمانان من
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 609
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٦٠٩