( 1 )
پاداش مؤمن پس از مرگ و پاداش شاد نمودن مؤمن
( 2 ) [ 786 ] 1 - . . . سدير صيرفى گويد : نزد امام صادق عليه السّلام بودم كه در نزد ايشان سخن از مؤمن به ميان آوردند ، پس امام عليه السّلام به من رو كرده و فرمود : اى ابو الفضل ! آيا نمىخواهى كه حال مؤمن را در پيشگاه خدا برايت باز گويم ؟ عرض كردم : آرى ، برايم بازگوى . فرمود : چون خداوند روح مؤمن را ستاند دو فرشتهء نويسندهء اعمالش به آسمان بالا روند و عرض دارند : پروردگارا ! فلان بندهء تو چه نيكو بندهاى بود ! در فرمانپذيرى تو شتابناك و در نافرمانى تو كند بود . همانا جانش را ستاندى و به سوى خويش كشاندى .
ما را از اين پس چه دستور مىدهى ؟ خداوند آن دو را فرمايد : به سوى دنيا فرود آييد و بر سر گور بندهام باشيد و مرا حمد و تسبيح و تهليل و تكبير گوييد و آن را براى بندهام بنويسيد تا آنگاه كه او را از گور برانگيزانم ، سپس امام صادق عليه السّلام فرمود : آيا فزونتر از اين بگويم ؟ عرض كردم : آرى ، بر آن سخنان بيفزاى . فرمود : آنگاه كه خداوند مؤمن را از گورش برانگيزاند پيكرى همراه او از گور در آيد كه پيشاپيش او گام نهد و هر گاه كه مؤمن با هراسى از هراسهاى رستاخيز مواجه شود آن پيكر او را گويد : اندوهگين مباش و بىقرارى مكن و تو را به شادى و بزرگمندى از سوى خداى گرامى و بزرگ بشارت باد و پيوسته او را به شادمانى و بزرگى از سوى خداى گرامى و بزرگ بشارت دهد تا در پيشگاه خداى فرازمند بايستند ، آنگاه خداوند حسابرسىاش را آسان گيرد و امر فرمايد كه او را به بهشت برند و آن پيكر نيز پيشاپيش او به بهشت رود ؛ پس مؤمن او را گويد : رحمت خدا بر تو باد ! نيكو پيكرى بودى كه همراه من از گور در آمدى و پيوسته مرا به شادى و بزرگى از سوى خداى گرامى و بزرگ بشارت دادى تا آنگاه كه به چشم خويش آن را ديدم . تو كيستى ؟ آن پيكر ، او را گويد : من شادمانىاى هستم كه در دنيا بر دل برادر مؤمن خويش نشاندى ؛ خداوند مرا از آن آفريد تا تو را بشارت و مژده دهم .
( 3 )
پاداش دوست داشتن فرزند
( 4 ) [ 787 ] 1 - . . . امام صادق عليه السّلام فرمود : به راستى ، خداى گرامى و بزرگ بر مرد ، به