مرد گفت : مرا نزد او ببر . راوى گويد كه او را نزديك خيمه بردم و شترش را خوابانيد و امام عليه السّلام او را فرا خواند و آن مرد باديهنشين به نزد امام عليه السّلام در آمد و من نزديك در خيمه شدم . سخنان ايشان را مىشنيدم و آنان را نمىديدم ؛ پس امام صادق عليه السّلام فرمود : از كجا مىآيى ؟ عرض كرد : از دورترين نقاط يمن . فرمود : تو از فلان جا هستى . عرض كرد : آرى ، من از فلان جا هستم . فرمود : از چه رو به اينجا آمدهاى ؟ عرض كرد : براى زيارت امام حسين عليه السّلام آمدهام . فرمود : خواهان چيزى جز زيارت امام حسين عليه السّلام نيستى ؟ عرض كرد : خواهان چيزى نيستم جز آنكه در پيشگاه او نماز گزارم و زيارتش نمايم و بر او درود فرستم و به ديار خويش باز گردم .
فرمود : از زيارت امام حسين عليه السّلام جوياى چه فايدهاى هستى ؟ عرض كرد : معتقديم كه زيارت آن حضرت عليه السّلام مايهء فزونى و بركت در جانها ، خانوادهها ، فرزندان دارايىها و زندگى ما است و موجب برآورده شدن حاجتهاى ماست . ( 1 ) راوى گويد :
امام عليه السّلام فرمود : اى برادر يمنى ! آيا نمىخواهى كه از فضيلت زيارت آن حضرت - عليه لسلام - فزونتر گويم ؟ عرض كرد : آرى ، اى فرزند پيامبر خدا ! بر آن بيفزاى .
فرمود : به راستى زيارت امام حسين عليه السّلام با يك حج پذيرفتهشده و كامل و پاك كه به همراه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله باشد برابر آيد . آن مرد يمنى به شگفت آمد . امام صادق عليه السّلام فرمود : آرى ، به خدا سوگند كه با دو حج درست و پذيرفتهشده و پاك كه به همراه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله باشد برابر آيد . آن مرد يمنى ديگر بار به شگفت آمد و امام عليه السّلام بر اين تعداد حج بيفزود تا اينكه فرمود : زيارت امام حسين عليه السّلام با سى حج درست و پذيرفتهشده و پاك كه به همراه پيامبر خدا صلّى اللَّه عليه و آله باشد برابر آيد .
( 2 ) [ 337 ] 41 - . . . يزيد بن عبد الملك گويد : با امام صادق عليه السّلام بودم كه گروهى سوار بر الاغ از كنار ما گذشتند . امام عليه السّلام پرسيد كه آنان به كجا مىروند ؟ عرض كردم : به زيارت مزار شهيدان . فرمود : چرا به زيارت مزار شهيد غريب نمىروند ، ( يعنى مزار امام حسين عليه السّلام ) ؟ مردى از اهل عراق از امام عليه السّلام پرسيد : آيا زيارت امام حسين عليه السّلام واجب است ؟ امام عليه السّلام فرمود : زيارت او نيكوتر از يك حج و يك عمره و يك حج است و همچنان برشمرد تا به بيست حج و بيست عمره رسيد ، آنگاه فرمود : حج و عمرهء درست و پذيرفته شده . راوى گويد : به خدا سوگند كه از نزد امام عليه السّلام برخاسته بودم كه مردى نزد آن حضرت عليه السّلام آمد و عرض كرد : همانا من نوزده حج به جا آوردهام و از خداوند بخواه كه مرا حجى ديگر روزى گرداند كه بيست
ثواب الأعمال وعقاب الأعمال ( فارسى ) — صفحة 215
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢١٥