قدح شراب مرگ را بر وى و نفس و قوا و مزاج مبارك وى ، گردان كردند و او را به ضربتهاى بىمحابا مىزدند ، و مىكشتند ، و او البته از آن ورد خود و قرائت قرآن ، به دفع و ردع آن سفها ، مشغول نشد و از آن ورد قرآن خود ، اعراض نكرد ، تا آن گاه كه تمام جان مبارك تسليم كرد و آن تسليم او هم بنا بر علم او بود به حلول أجل او و اين جمله كرامت و اثر وراثت او بود از فضيلت ثبات و وقار و توجّه تمام به حق و تسليم و رضا ، تحت مجارى الأقدار كه از مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - به وى رسيده بود .
و أوضح بالتّأويل ما كان مشكلا
عليّ بعلم ناله بالوصيّة
و آن كه پيدا و روشن كرد [ 1 ] على - عليه السلام - به تأويل آن چه مشكل و پوشيده بود از معنى و مراد قرآن و حديث ، بر غير او از صحابه ، خصوصا بر عمر - رضي الله عنه - چنان كه در آن معرض ، عمر - رضي الله عنه - فرمود كه :
« لو لا عليّ لهلك عمر » و به آن كه بيان و تفسير آن مشكلات را متعرّض گشته بود ، به علمى كه به وى ميراث رسيده بود از مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - به وصيّتى كه از جهت وى فرموده بود كه : « إنّي تارك فيكم الثقلين كتاب الله و اهل بيتي أذكركم الله في اهل بيتي » و به آن كه فرمود كه : « يا علي أنت منّي بمنزلة هارون من موسى ، غير انّه لا نبيّ بعدي » و به آن چه فرمود كه : « أنا مدينة العلم و عليّ بابها » ، پس آن علم و بيان حق و ارشاد خلق هم ، اثر وراثت او بود از مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم - در دعوت و غيره ، و اثر سرايت جمعيت او در وى ، و الله المرشد .
و سائرهم مثل النّجوم من اقتدى
بأيّهم منه اهتدى بالنّصيحة
و جملهء صحابه كه به حكم نصّ حديث [ 2 ] مصطفى - صلَّى الله عليه و سلَّم -
هامش
[ 1 ] در نسخهء اصل و نسخه اى كه كاتب سنّى آن را نوشته ، كلمهء - عليه السلام - موجود است .
[ 2 ] از طرق عامه منقول است « مثل اهل بيتى كسفينة نوح ، من ركب فيها نجى و من اعرض عنها هلك » و نيز مروى است از طرق سنت و جماعت : « . . . اهل بيتى امان لأهل الأرض » و اما ما ورد عنهم :
« اصحابى كالنّجوم بأيهم اقتديتم ، اهتديتم » ، در مقابل همين مضمون كه در شأن اهل عصمت وارد شده است ، وضع كردهاند و اثر وضع از آن هويداست چون در صحابه فاسدترين و خونخوارترين مردم نيز وجود دارد ، و فيهم الزّانى و الشارب للخمر و الوضّاع و الكذّاب بالاتفاق .