احكام و صور و آثارى كه اين تعلق را است بر مقتضاى حكمت ، در اين مراتب و مواطن ، هم چون تعلَّقات امور و درجات دنيوى و اخروى از خير و شرّ ، به اسباب و علل ايشان و اضافت هر چيزى به سببى و علتى كه غايت اين تعلقات به اسباب و علل ، بر وفق * ( وَأَنْ لَيْسَ لِلإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى ) * « 1 » تعلقات امور اخروى است به اسباب ايشان از حركات و سكنات اين صورت عنصرى مزاجى انسانى ، چهار نوع است در اين مراتب و مواطن :
اول - صور سهام ابتلاءات احكام شرعي و عبادات بدنى كه از ايشان به لفظ حقايق احكام ، استعارت كرده است ، چه عقيقه اسم سهمى است كه در جاهليّت مواضعه كرده بودند در وقتى كه قتيلى ميان قومى يافت شدى كه اسم آن سهم را « 2 » به سوى آسمان انداختندى ، اگر خون آلود بازگشتى ، جز به قصاص راضى نشدندى و اگر پاكيزه فرود آمدى ، دستها به ريش فرود آوردندى ، و آن علامت صلح بودى بر اداى ديت و آن سهم را ، سهم الاعتدال « 3 » گفتندى ، پس چون در انداختن آن عقيقه ، صورت ابتلايى واقع بود و شبههء اعتذارى در قبول ديت قايم ، لا جرم به او كنايت فرمود از امور و احكام شرعي كه در وضع ايشان هم ابتلا است ، كما قال تعالى : * ( وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ حَتَّى نَعْلَمَ الْمُجاهِدِينَ مِنْكُمْ . . . ) * « 4 » و هم اعتذار از عقاب و مؤاخذت كفّار ، كما قال تعالى : * ( رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ) * « 5 » اى بأحكام الأوامر و النواهي الشرعيّة ، * ( لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى الله حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ) * « 6 » .
پس مىگويد : كه اين صور ابتلاءات احكام شرعي ، اثرى از آن اسماى ذاتند كه از جهت تحقّق كمالات مزاج كامل از احكام حكمى تعلَّق ظاهر او به اسباب
هامش
« 1 » النجم ( 53 ) آيهء 39 .
« 2 » كه اسم آن . . . في م : ( كه آن سهم را . . . ) .
« 3 » الاعتذار - خ ل - .
« 4 » محمد ( 47 ) آيهء 31 .
« 5 » . النساء ( 4 ) آيهء 165 .
« 6 » . النساء ( 4 ) آيهء 165 .