تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
و متابعت مكن آن كس را كه بر آراست نفس وى به روى افعال و اقوال نيك و بدش را ، پس هميشه او فرمان فرماى او شد و مستحكم و قوى گشت كار نفس و فرمانش . سوّلت : أي زيّنت . و استمرّت من قولهم : استمرّ ، مريرة أي : قوى و استحكم عزمه . يعنى چون وصول به اين كليّت و جمعيّت نفس كه گفته شد ، مشروط است به ترك جملهء حظوظ و بقايا و تمنّاهاى نفس و فناى همگى اوصاف مميّز كه صفت و حكم امّاريت و تسويل اول و معظم آن صفات و احكام است ، و سالك را در وصول به اين مرتبه از مرشدى كه طرق فناى اوصاف و بقايا و شربهاى پوشيدهء نفس و احكام جزئيّت او به وى نمايد گريز نيست ، پس شرط اين مرشد نيز آن است كه او بر اين طرق فناى اوصاف و احكام جزئيّت و صفت امّاريت و تسويل گذشته باشد و بر بقاء كه بر آن فنا مترتّب است « 1 » منصبغ به حكم كليّت و جمعيّت متحقّق شده ، تا آن گاه به اين مرتبه ارشاد تواند كرد . پس مىگويد : كه تو كه مسترشدى اگر كسى را از زهّاد ظاهر يا مترسّمان اهل طريق بينى كه با تو به قول تقرير اين مقامات كند ، چنان كه من كردم و تو را به متابعت خود دعوت كند ، زينهار تا تو به صورت و قول و تقرير مجرّد فريفته نشوى ، و بر متابعت آن كس اگر من باشم يا غير من اقدام ننمايى ، تا آن گاه كه به استقصاى اعتبار احوال و اقوال و افعالش و اتّفاق و اختلاف و « 2 » تناسب هر يك با ديگرى نكنى ، و صفات نفسى او را بر محك شريعت و طريقت نزنى ، تا اگر اختلافى ميان قول و فعلش ظاهر بينى و از صفت امّاريت و تسويل او مر افعال و اقوالى را كه محصّل استيفاى حظَّى از حظوظ نفسانى و لذتى از لذّات حسّى
هامش
« 1 » و به بقايى كه بر اين فنا مترتّب است - خ ل . « 2 » و تناسب هر يك . . . بكنى . . . بر محك شريعت . . . بزنى تا آن گاه .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 344 | سعيد الدين سعيد فرغاني / سيد جلال الدين آشتيانى