تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣

فصل ببايد دانست كه حضرت علم و معلومات كه مرتبهء امكانش نيز خوانند ،

آيينهء ذات است من حيث التجلي الأول باعتباراتها و شئونها الكلَّيّة ، المسمّاة بمفاتيح الغيب و ظاهر در او شئون كلى باحكامها و عوارضها ، چنان كه احكام و عوارض ظاهرند و شئون كلى باطن . و باز حضرت ظاهر وجود ، آيينهء حضرت ظاهر علم است من حيث تعلَّقه بالمعلومات كه امكان از القاب او است به حقائقها ، و ظاهر در وى احكام و لوازم و عوارض آن حقايق ، هكذا في جميع المراتب . و اين است معنى آن چه گفته‌اند بعضى از أكابر ، كه از وجهى حق آيينهء عالم است و از وجهى عالم آيينهء اوست . و از اين حقايق مذكور بعضى كليّاتاند و بعضى جزئيّات ، و بعضى از اين كلَّيّاتاند كه از ظهور ايشان ظهور جزئيات بالفعل لازم نمىآيد و حكم بطون آن تجلَّى اول در آن چه از وجود به ايشان متعلق مىگردد تا ايشان خود را و غير خود را به آن بيابند و ادراك كنند ، غالب باشد و آن حقيقت قلم اعلى و مهيّمه اوست . و بعضى آنند كه از ظهور ايشان به ظاهر الوجود ، ظهور لوازم و توابع و جزئيّات بالفعل لازم مىآيد ، ليكن به حسب آن مرتبه كه محل ظهور ايشان است و حكم ظهور و تجلى ثانى براين حصّهء وجودى كه به حقيقت ايشان تعلق مىگيرد ، غالب مىباشد ، چنان كه حقيقت لوح المحفوظ است . و بعضى از آن حقايق كلى همچون محلهايند مر ظهور اين حقايق كلى مذكور و جزئيّات و لوازم ايشان را ، چنان كه هر حقيقتى چند ، كلى يا جزوى ، يا متبوع يا تابع ، به يكى از آن محال متعلق باشد ، بحيث لو قدّر ظهورها ، تكون تحت حكم ذلك المحل ، و تكون ظهورها بحسبها ، و ايشان را مراتب و عوالم و حضرات خوانند و اين مراتب كلى در چهار قسم محصورند ، و الخامس هو الجامع لها اجمالا و تفصيلا . اما اول را حضرت و مرتبهء غيب و معانى گويند و آن حضرت ذات است