و ثبوت امر در آن حضرت ، على ما هو عليه و از جهت ضيق عبارت ، اين ألفاظ به كار برده شد تا كسى را وهم از راه نبرد كه در آن حضرت ، وقوع چيزى پيش از چيزى يا بعد از چيزى بوده باشد ، بلكه تجلَّى اول و ثانى و حصول نفس و باطن و ظاهر علم و وجود دايما حاصل بوده است ، معا معا ، و ليكن از جهت تقرير علم و وجود و مراتب ايشان اين ألفاظ بود و شد و مىباشد و افتاد و أمثالها ، ضرورت بود و الله الهادي و المرشد .
مشارق الدراري ( شرح تائية ابن فارض ) ( فارسي ) — صفحة 139
مساهمون: سعيد الدين سعيد فرغاني
ص١٣٩