129 - دوست را دوست نتوان گفت مگر آنگاه كه در سه جاى آبروى دوست خود را حفظ نمايد : هنگام گرفتارى ، هنگامى كه حاضر نباشد و پس از وفات او
130 - به راستى ، دل جاهلان را طمعها از جا بركند و آرزوها به گروگان گيرد و نيرنگها در بند كشد
131 - هر گاه در كسى ديدم صفتى از صفات نيك در او ريشه دوانيده ؛ از اينكه از ديگر صفات نيك بىبهره است چشم مىپوشم ، اما هرگز بىخردى و بىدينى او را نمىتوانم ناديده بگيرم ؛ زيرا جدا شدن از دين ، جدا شدن از امنيّت است و زندگى در سايه ترس دلپذير نيست و بىخردى نيز مردن است و بىخرد فقط با مردگان قابل مقايسه است
132 - هر كس خود را [ با رفتن به جاهاى تهمتانگيز ] در معرض تهمت قرار دهد نبايد بدگمان به خويش را ملامت نمايد . و هر كس راز خود را نهان دارد اختيار خود را به دست دارد
133 - همانا خدا شش گروه را به خاطر شش صفت ناپسند عذاب كند :
عربها را به تعصّب داشتن ، خانها را به تكبّر نمودن ، فرمانروايان را به ستم كردن ، فقيهان را به حسدورزيدن ، بازرگانان را به خيانت نمودن و روستائيان را به جهل داشتن
134 - اى مردم ! تقواى الهى را رعايت كنيد ؛ زيرا استقامت در تقوا ، آسانتر است از تحمّل عذاب خدا
135 - زهد در دنيا ، كاستن از دامنهء آرزوهاست و سپاسگزارى در برابر نعمتها و خوددارى از حرامهاست
136 - چون چيزها به همسرى يك ديگر درآمدند ، تنبلى و درماندگى با هم همسر گشتند و فقر از آنها متولد شد
137 - هان ! به راستى ، روزها سه جورند : روزى كه گذشت و ديگر اميدى به [ بازگشت ] آن ندارى ، روزى كه اينك در آنى ناگزيرى آن را سپرى سازى
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 379
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٣٧٩