42 - مردن آرى ، خوارى هرگز ! خوددارى آرى ، خود باختن و حسرت بردن هرگز ! دنيا دو روز است : روزى به زيان توست و روزى به سود توست . روزى كه به سود توست ، سرمست مشو و روزى كه به زيان توست ، غم مخور ؛ زيرا تو در هر دوى آنها آزمايش مىشوى !
43 - به هر كه خواهى احسان كن تا اسير تو گردد
44 - چاپلوسى و حسد از اخلاق مؤمن نيست مگر در راه تحصيل علم و دانش
45 - پايههاى كفر چهار تاست : دلبستگى ، ترسيدن ، رنجيدگى و برافروختگى
46 - شكيبايى كليد دريافتن است و كاميابى در اثر شكيبايى است و هر حاجتخواهى را وقتى است كه دست تقدير آن را مىجنباند
47 - زبان ، ترازويى است كه نادانى آن را سبك كند و خرد آن را سنگين نمايد
48 - هر كه به ناحق آتش دل خود را فرو نشاند ، خدا به حقّ ، [ مزهء ] خوارى را به او بچشاند . به راستى ، خدا دشمن چيزى است كه ناپسند مىدارد
49 - هر كه از خدا طلب خير كرد سرگردان نشد و هر كه مشورت نمود پشيمان نگشت
50 - سرزمينها در اثر وطن دوستى آبادند
51 - سه چيزند كه هر كس بر آنها مواظبت نمايد خوشبخت شود :
چون نعمتى بر تو آشكار گشت خدا را سپاس گوى و چون تأخيرى در روزيت پديد آمد استغفار نما و چون با مشكل و سختى مواجه گشتى بسيار بگوى : « لا حول و لا قوّة إلَّا با لله »
52 - دانش سه گونه باشد : دانش فقه براى دين ، دانش پزشكى براى تن و دانش نحو براى زبان [ دستور زبان ]
53 - حقّ خدا به هنگام سختى ، اظهار رضايت و شكيبايى است و حقّ او به هنگام راحتى ، ستايش و سپاسگزارى است .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 353
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٣٥٣