دانشمندان بر آن باورند كه علم نحو از ابو الاسود « 1 » گرفته شده ، و او اطّلاعات خود را در اين زمينه از اميرالمؤمنين على ابن ابى طالب بدست آورده . . . » .
تا اينكه گويد :
« مردم درباره سببى كه ابو الاسود را واداشت تا علم نحو را طرحريزى كند به اختلاف سخن گفتهاند .
ابو عبيده گويد : ابو الاسود قواعد علم نحو را از علىّ بن ابى طالب - عليه السّلام - آموخته بود و آنچه را از على - عليه السّلام - ياد گرفته بود به هيچكس ياد نمىداد ، تا زياد بن ابيه به او پيام داد كه جزوهاى تنظيم كند تا براى مردم سرمشق باشد و كتاب خدا با آن فهميده شود .
ابو الاسود نپذيرفت و از او خواست وى را از آن كار معذور بدارد مدّتى گذشت تا اينكه ابو الاسود روزى صداى شخصى را كه
هامش
( 1 ) اسم او و پدرش ظالم بن ظالم ، ظالم بن سارق ، ظالم بن عمر ، عمير بن ظالم ، ضبط شده ، و از بزرگان بصره و اعيان تابعين و از خواصّ اميرالمؤمنين است و در واقعه صفين از ملازمين آن حضرت بود . او معروف به بخل بود و مىگفت اگر ما بخواهيم واقعا نيازمنديهاى فقرا را برآورده و حرفهاى آنها را بشنويم يقينا فقيرتر از آنها خواهيم شد . ( معجم الادباء ) چنان كه در متن آمده نخستين كسى است كه قرآن را اعرابگذارى نمود تا از شائبه تحريف و غلط محفوظ بماند . نقطهگذارى قرآن نيز به اهتمام دو تن از شاگردان او بنام نصر بن عاصم و يحيى بن يعمر صورت گرفته . او شاعر خوش قريحهاى بود و صاحب كشف الظّنون ديوانى را به وى نسبت داده است .
وى در سن هشتاد و پنج سالگى در بصره سنه 69 به طاعون ( جارف ) كه بمعنى مرگ عمومى است چشم از جهان فروبست .