با « ياء » نوشته شده با اينكه همين آيه در سوره روم بدون ياء است . و چه بسيار از كلمات قرآن است كه طرز نگارش آن با قواعد دستورى علم نحو سازگار نمىباشد ، مثلا چه بسا فعل ماضى است كه بر صيغه جمع است و در آخرش « الف » نوشته شده است . و چه زياد است از فعل مفردى كه آخرش به الف نوشته شده . و چه زياد است كلمهاى كه در وسطش « الف » افزوده شده با اينكه نيازى به آن نبوده . و جز اينها كه ذكر نموديم شاهد مثال زياد است كه در قصيده « شاطبيه » و كتاب « الاتحاف » و كتابهاى ديگر نوشته شده و بسيارى از بزرگان كه در مورد رسم الخط رسالههاى جداگانهاى نوشتهاند آنها را آوردهاند ، پس خوانندهء بزرگوار بايد توجّه داشته باشد كه اين قرآنى كه بين دو جلد نوشته شده همان كتابى است كه بر آخرين پيامبر الهى - صلّى اللّه عليه و آله - فرودآمده تا بدانجا كه صحابه بخاطر پيروى از مصحفهائى كه در عهد پيغمبر نگاشته شده بود در شيوه نگارش آن به قواعد علم نحو و رسوم خطّ عرب توجّهى نكردهاند تا اينكه خطّ قرآن و حروفش دستخوش دگرگونى نشود و هيچكس گمان نبرد كه در آن تصحيف شده . و يا در وقت نسخهبردارى كلمه يا نقطهاى از آن تغيير داده شده ، يا كم و زياد گرديده است .
سيوطى در اتقان « 1 » گويد : گروه زيادى از متقدّمين و متأخّرين درباره طرح خطّ و شيوهء نگارش آن كتابهاى مخصوصى تصنيف كردهاند . . .
هامش
( 1 ) نوع 76 ، ص 166 ، جلد 2 ، چاپ مصر 1318 ه