خودمان آن را نزد ابى يعلى حمزة الحسنى كه خدا او را مشمول رحمت خود سازد - ديدم ، مصحفى بود كه چند برگ از آن افتاده بود به خط علىّ بن ابى طالب و « بنو حسن » فرزندان امام حسن آن را با گذشت زمان از هم به ارث مىبرند و دست بدست نگهدارى مىكنند .
سيوطى در نوع 18 ، از « اتقان » به سندى حسن از عبد خير « 1 » روايت كرده است كه على - عليه السّلام - فرمود :
« چون پيامبر خدا - صلّى اللّه عليه و آله - چشم از جهان فانى فروبست عهد كردم كه ردايم را جز براى نماز جمعه بدوش نگيرم تا اينكه قرآن را جمع كنم ، و با چنين تصميمى آن را گردآورى كردم » .
باز به طريق ديگرى روايت كرده كه محمّد بن سيرين از عكرمه نقل كرده است كه چون مراسم بيعت با ابو بكر پايان يافت على ابن ابى طالب خانهنشين شد ، به ابو بكر گفته شد كه او بيعت با تو را دوست نداشت ، ابو بكر او را احضار كرد . . . تا اينكه گويد ابو بكر به آن حضرت گفت : چه باعث شده كه از من كناره گرفتهاى ؟ فرمود :
ديدم ممكن است چيزهائى در كتاب خدا افزوده شود با خود گفتم كه ردايم را نپوشم جز براى نماز تا اينكه قرآن را جمع كنم .
ابو بكر به او گفت : خوب نظرى دارى .
محمّد گويد : به عكرمه گفتم : آيا همچنانكه در آغاز نازل شده بود آن را گرد آورد . پاسخ داد : اگر بشر و پرى دست بدست هم
هامش
( 1 ) در اتقان از ابن سيرين نقل شده . ( مترجم )