حاشيه : كتاب سليم بن قيس ساختگى است و حديثى كه فقط در آن باشد و در جاى ديگر نباشد جدّا ضعيف است .
5 - صفحه 5 ( سطر 20 ، حديث 22 ) نوشته : « كب و در آن كتاب گويد : در خانه عبد اللّه بن عباس نزد او بودم . . . تا آخر » .
حاشيه : يك حديث را به چند بار آوردن متعدّد نمىگردد ، و تمامى آنچه در كتاب سليم بن قيس مىباشد حديث واحد ، و ضعيف است و به چند مرتبه نقل كردن قوى نمىشود .
6 - در صفحه 6 ( حديث 23 ) نوشته : « كج در كتاب احتجاج از ابى ذر غفارى نقل شده . . . تا آخر » .
حاشيه : اين حديث نيز مرسل و ضعيف است و گويا همان حديثى است كه از كتاب سليم نقل گرديده چون عبارتهايش به آن مىماند .
7 - در صفحه 6 ( سطر 12 ) نوشته است : « كه - احتجاج از عبد اللّه بن عبد الرحمن نقل كرده در خبرى كه على - عليه السّلام - را براى بيعت خواستند آن حضرت به ايشان نوشت . . . تا آخر كه ثقة الاسلام كلينى ، از محمّد بن يحيى نقل كرده » .
حاشيه : دو حديثى كه از - كد - و - كه - نقل شده دلالت بر نقص قرآن ندارد ، و همچنين احاديثى را كه در سطر آخر تحت عنوان ( كز ) آورده است .
8 - و در صفحه 6 [ سطر آخر ] و صفحه 7 [ سطر اوّل ] نوشته :
« كز و در آن كتاب است كه ابن حجر گفته است : از على - عليه السّلام - وارد شده كه وى پس از درگذشت پيغمبر قرآن را بر روال ترتيب نزولش جمعآورى كرده است » .
فصل الخطاب في عدم تحريف كتاب رب الأرباب (قرآن هرگز تحريف نشده) (فارسى) — صفحة 131
مساهمون: سليمان أخ محمد بن عبد الوهاب
ص١٣١