وجود نداشته باشد تا آنان را به راه راست و مصالحشان رهنمون گردد و آنها را از سقوط و انحطاط و خسران باز دارد مردم به رشد و هدايتى كه مطابق ارادهء خدا باشد دست نمىيافتند ؛ وقتى رسولخدا صلى الله عليه و آله در اين روز براى ايراد سخن از جاى برخاست و فرمود :
« ألَسْتُ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ ؟ » ؛
« آيا من نسبت به مؤمنين از خود آنها « اولى » نمىباشم ؟ » « 1 »
و خواست با اين بيان ، آيهاى را به ياد مردم آورد كه اولويت آن حضرت را نسبت به جان و مال مسلمين ( يعنى ولايت را ) خاطر نشان مىساخت ، مردم در پاسخ او عرض كردند : « اللهم بلى » : ( بار خدايا ! تو گواه باش كه ما مىگوييم : آرى ) .
وقتى رسولاكرم صلى الله عليه و آله براى چنين اولويتى از مردم اعتراف و اقرار گرفت فرمود :
« مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَليّ مَوْلاهُ » ؛
« آنكه من مولاى او هستم اكنون اين على مولاى ( و اولى بر خود ) اوست . »
هامش
( 1 ) . در اين باره ، ر . ك : مسند احمد ، ج 4 ، ص 281 ، 368 ، 372 و ج 1 ، ص 55 ؛ سنن نسايى ، ص 22 ؛ مستدركحاكم ، ج 3 ، ص 109 ، 110 و 533 ؛ كنزالعمال ، ج 1 ، ص 48 و ج 6 ، ص 153 ، 154 و 390 و بسيارى از جوامع حديثى اهلسنت .