تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 5

مساهمون:

ص٥
آگاه شويم و برآئيم و كمال يابيم و زنده مانيم و هرگز نميريم و به ابديت پيونديم ، پس على را با خدايش تنها مى گذاريم و خود بتماشا مى مانيم .

على و خدا

على در بارهء خدايش اين چنين مى سرايد . « ستايش شايستهء خداوندى است كه به رازهاى پنهان آگهى دارد و پديده‌هاى آشكار آفرينش بيانگر توانائى اوست ديده‌ها را توان ديدار او نيست ولى چون او را نمى بيند به انكار وجودش نپردازد ، دلهائى كه با دريافت عرفانى خويش ذات او را اثبات مى كنند هرگز بدرك حقيقت وجودش نمى رسند و از شناخت ذات واجبش ناتوان مى مانند ، از همه چيز والاتر است و چيزى از او بالاتر نيست و در عين والائى به همه چيز نزديكتر است و چيزى از او نزديك تر نيست ، با آنكه در برين پايگاه والاى هستى است از آفريدگانش دور نيست و با آنكه به همهء مخلوقاتش نزديك است با آنها در يك جايگاه قرار ندارد خردها نتوانند صفات او را دريابند و بمرزبندى اوصافش بپردازند ولى خداى هرگز بندگانش را از امتياز شناختش باز نداشته و راه معرفت خويش بر آنها گشوده است ، همهء پديده‌هاى هستى بر وجود او گواهى دهند حتى منكران خدا هم در دل خويش به اين حقيقت راه يابند ، بلندتر از
روائع نهج البلاغة ( شگفتى هاى نهج البلاغه ) ( فارسى ) — صفحة 5 | جورج جرداق / فخر الدين حجازى