192 -
با اسناد نقل شده امام رضا ( ع ) فرمود كه پدرم على بن الحسين ( ع ) فرمود كه اسماء بنت عميس گفت .
من نزد فاطمه ( ع ) جدّه شما بودم ، در اين هنگام فرستادهء خدا ( ص ) وارد شد ، در حالى كه فاطمه ( ع ) گردن بندى از طلا به گردن داشت . اين گردن بند را على بن ابى طالب از سهم غنيمت جنگى كه به او تعلّق گرفته بود ، خريدارى كرده بود . در اين حال پيامبر اكرم ( ص ) فرمود :
اى فاطمه ! سخن مردم كه به تو دختر محمد - ص - مىگويند تو را نفريبد ، تا جامهء ستمگران بر تن داشته باشى . پس فاطمه ( ع ) گردن بند از گردن خود جدا كرد و آن را فروخت و به بهاى آن بندهاى خريد و در راه خدا آزاد كرد . پيامبر به شنيدن اين خبر شادمان شد .