همانا حسين ( ع ) وارد توالت شد ، لقمهء نانى را ديد كه روى زمين افتاده است ، آن را برداشت و به غلام خود سپرد و فرمود :
هنگامى كه از توالت خارج شدم مرا به اين لقمه ياد آورى كن .
ولى غلام آن لقمه را خورد . هنگامى كه حسين ( ع ) از مستراح خارج شد ، فرمود اى غلام لقمه را بده . غلام گفت : مولاى من آن را خوردم .
حسين ( ع ) فرمود : تو در راه رضاى خدا آزادى . مردى به آن حضرت گفت : مولاى من غلام را آزاد كردى ؟ ! حسين ( ع ) فرمود : آرى ، از جدّم رسول خدا ( ص ) شنيدم كه مىفرمود :
هر كس لقمهء نانى بيابد و گرد و غبار آن را بزدايد و يا آن را بشويد و سپس بخورد ، لقمه در شكم وى قرار نمىگيرد مگر آنكه خداى متعال او را از عذاب جهنم آزاد كند . و من كسى نيستم كه شخصى را كه خدا از جهنم آزاد كرده به غلامى بپذيرم .
177 -
با اسناد نقل شده امام رضا ( ع ) فرمود كه پدرم محمد بن على از