« اگر دو طايفه از مؤمنين با هم به جنگ پرداختند پس بين آنها صلح برپا داريد . . . »
و سپس موضوع اخلاقى ديگرى را بيان مىدارد و مىفرمايد :
( . . . وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ . . . ) « 1 » .
« . . . و به لقبهاى زشت يكديگر را نخوانيد كه پس از ايمان به خدا نام فسق و گناه بسيار زشت است . . . »
و مىفرمايد :
( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ . . . ) « 2 » .
« اى اهل ايمان از بسيارى پندارها در حقّ يكديگر اجتناب كنيد كه برخى ظنّ و پندارها معصيت است . . . »
بر همين اساس اگر رابطهء دو طايفه و گروه حسنه شود روابط شخصى بين افراد آن دو گروه نيز خوب مىشود . روابط بين گروهها و طوايف روابطى اساسى مىباشند چون در صورت مثبت بودن تمدّن ساز خواهند بود ، و در صورت منفى بودن ما را عقب مانده باقى مىگذارند ، بلكه ما را به جاهليّت بازمى گردانند .
از حكمتها و فوائد چنين تجمّعاتى كه براساس ايمان پايه ريزى شده است اين است كه دين را با جلوههاى اجتماعيش خواهيم فهميد .
از بارزترين و مهمترين ادعيهاى كه خواندن آن توصيه شده ، سخن
هامش
( 1 ) - سورهء حجرات ، آيهء 11 .
( 2 ) - سورهء حجرات ، آيهء 12 .