خودش مربوط مىشود مىبخشد ، همچنين به او مىآموزد كه چگونه حجّ را به نقطهء عطفى در زندگى خود بدل كند بطوريكه شخصيّت قبل و بعداز حجّ او متفاوت باشد ؛ شخصيّت قبل از وقوف در عرفه و شخصيّت بعداز وقوف در عرفه .
گروهى از مردم از اين نكتهء اساسى متأثّر مىشوند و براى خود توشه و زادى بزرگ فراهم مىسازند ( وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى ) ، گروهى ديگر نيز از اين آيه استفاده بسيار كمى مىبرند . بدون شك اعمال و ميعادگاههاى حجّ همگى فوائدى دارند كه به خود زائر باز مىگردد ، و در حديثى از امام جعفر صادق عليه السلام روايت شده كه فرمودند :
« گناهكارترين مردم كسى است كه اين خانه را طواف كند - در حالى كه به بيت العتيق اشاره مىفرمودند - و دراين سرزمين توقّف كند - در حالى كه به وادى عرفه اشاره مىفرمودند - سپس گمان كند كه خدا گناهانش را نيامرزيده است ، پس او گناهكارترين مردم است . »
يعنى انسان بايد يقين كامل داشته باشد كه خدا گناهان او را در صورت وقوف در عرفات محو خواهد كرد ، حال آنكه وقوف در عرفات اوج مناسك حجّ قلمداد مىشود ، حقيقتاً عرفات محلّ تولّد دوبارهء انسان است ، زيرا كه روح ايمان وى را دوباره زنده مىكند و به او نگاهى نو در مورد حقايق زندگى و دنياى آخرت مىدهد . ولى برخى حجّاج هيچ تغييرى نمىكنند . و به اخلاق ناپسند گذشته باز مىگردند ، به علاوهء اينكه حجّ آنها از اخلاص لازم برخوردار نبوده است . و چه اختلاف فاحشى است بين آنكه از حجّ توشهاى برداشته و آنكه دست
ملاقات محبوب (فارسى) — صفحة 29
مساهمون: حائرى
ص٢٩