و باد داغ آن و عقرب نصيبين « 1 » و افعى سيستان آسودهاند .
و آيا حاصل بسيار و خير و نعمت و آسايش و خوردن و نوشيدن ، جز در پيش ماست ، در همان زمستان ، كه گزندگان در آن ناپديد شوند و حشرات در لانههاى خود مانند و مگسها بميرند و پشهها از ميان روند و آب خنك شود و جو گرمى دهد و هماغوشى لذت بيشترى بخشد و فرشها و پوشاكها و نعمت و ملوكيت و سخاوتمندى و جوانمردى نمودار شود . و تو هر گاه يك يك ناحيهها و شهرها و خورههاى اقاليم را بر رسى خواهى دانست كه شهرى و اقليمى ، در شرق و غرب زمين و در دريا و خشكى و كوهستان و هامون ، پيدا نشود كه چهار ماه گرما يا سرما نداشته باشد . ازين روى بود كه ابو دلف مىگفت :
منم مردى در رفتار چون خسروان ، كه تابستان در كوهستان ، به سر آورم و زمستان در عراق .
و براى كارزار ، جامههاى جنگى پوشم و خود را در سينهء زرهپوشان افكنم .
بدين گونه ابو دلف ، از سر نكورايى ، چنين گزيده بود كه تابستان را در جبال گذراند ، تا از باد داغ و مگس و گزندگان و حشرات و آب و هواى گرم عراق بياسايد ، و زمستان را در عراق به سر آورد تا از زمهرير جبال و باد بسيار و نزم و گل و آلودگيهاى آن جاى در امان ماند .
هامش
( 1 ) - نصيبين كه همان شهر « نسيبيس » روميهاست و مطابق روايت ياقوت ، گلهاى سفيد و چهل هزار باغ آن شهر مشهور بود . در قسمت علياى رود هرماس قرار داشت .
جغرافى نويسان يونانى آن را « سوكورس » يا « مكدونيس » مىگفتند . ابن حوقل كه در سال 358 در آن شهر بوده گويد : مهمترين و نيكوترين نقاط جزيره است و غله و حبوبات از گندم و جو بسيار دارد . آب آن از درهء كوه بالوسا باشد و اگر وحشت عقربهاى آنجا نبودى نيكوترين بلاد بودى . . . رك : لسترنج ص 102 و مآخذ او .