در پى نسيمها و بامداد شهرها . . .
سير در تاريخ آموزنده است و سير در تاريخ شهرها آموزندهتر . بگفتهء قرآن كريم « در شهرها بگرديد تا ببينيد چسان بود عاقبت مكذبان » و هم اكنون بايد گفت تا ببينيم چسان است آغاز ايشان .
آرى شهرهايى كه بس ژرفا كه انسان را به تدبر وا مىدارند ، همانها كه خود - روزگارانى در گذرگاه حوادث به پاى بودهاند و به گفتهء ابن جبير « بس مدتها با روزگار همنشينى كردهاند » و چه بسا به اختران پيوند آشنايى داشتهاند ، چنان كه شعرى گويد :
و اسأل الفرقدين عمن احسا * من قبيل و آنسا من بلاد
كم اقاما على زوال نهار * و انارا لمدلج فى سواد
از اين دو برجبان قطبى و دو اختر پايدار بپرس ، از فرقدين ، اين دو همراز اختر روزگارها ، بازپرس كه چه گروهها و جمعيتها ديدهاند و با چه شهرها و آباديها انس گرفتهاند و بر فراز آنها طلوع كردهاند ، چه بسيار كه از همان ديوارهء قطب ايستاده و ناظر بودهاند كه روزهاى پر غوغا نشستهاند و شعلههاى خورشيد فرو خفته و غوغاهاى دراز دامن خلق - ناپديد گشتهاند ، و چه بسيار در شبهاى سرد و تاريكدل و بى فرجام ، به پاى ايستاده و فروغ خود را به اميد رخنه در سياهيها فرو فرستادهاند .
اكنون در پايان اين مقدمه و آغاز اين ترجمه ، بايد به ياد داشت ، سپاس استاد شاعر دانشمند آقاى دكتر پرويز خانلرى را كه در اين راه گامهاى مؤثرى در تشويق مؤلفان و مترجمان بر مىدارند و رونق بازار متاع آنان را سبب مىشوند .
تهران - ديماه 1347 ح - مسعود