نكته خود يكى از مهمترين امتيازات مقامات بديع همدانى بر حريرى است . گاهى در جايى كه ظاهرا فعلى در كلام نيست باز حالات حروف فرق مىكند مانند لامين باب استغاثه .
( 95 ) 46 / 19 : درياسان - عبارت مصرع ( ص 225 متن ) چنين است : « و جيرة كبحور تقذف الزبدا » . كه كلمهء « جيره » هم در متن و هم در نسخهء عكسى ( ورق 117 ب ) با راء ضبط شده است و جمع « جار » است و معناى آن همسايگان . در ميان شاعران عرب و عربى سرا ، آيينى است كه ساكنان سرزمينى را كه نوعى درخت در آن بسيار است يا كوهى معروف در آن است ، به عنوان جيران يا جبيره . . . يعنى همسايگان آن درختزار ( آن درختان ) يا همسايگان آن كوه ، نام مىبرند و اين تعبيرى بس لطيف است . چنان كه بوصيرى در مطلع « برده » گويد :
امن تذكر جيران بذى سلم * مزجت دمعا جرى من مقلة بدم
كه ساكنان سلم زار را ، جيران ( همسايگان ) سلم زار گفته است . و صفى الدين حلى ، در مطلع بديعيهء خويش ، گويد :
ان جئت سلعا فسل عن جيرة العلم * و اقر السلام على عرب بذى سلم
كه « جيرة العلم » گفته است و علم نام كوهى است معروف . رك : مراصد و معجم البلدان .
و شيخ بهائى - رحمة اللّه عليه - در قصيدهء معروف خود : « وسيلهء الفوز و الامان فى مدح صاحب الزمان » كه بدين مطلع مىآغازد :
سرى البرق من نجد فجدد تذكارى * عهودا بحزوى و العذيب و ذى قار
مىگويد :
و يا جيرة بالمأزمين خيامهم * عليكم سلام اللّه من نازح الدار
كشكول - چاپ مصر - ص 74 - 76 و مأزمان ، درهاى است ميان مشعر الحرام و عرفه ، يا دو كوه مكه است يا دو تنگه .
رك : معجم البلدان .
نيز مطلع بديعيهء سيد على خان كبير مدنى ، چنين است :
حسن ابتدائى بذكرى جيرة العلم * له براعة شوق يستهل دمى
رك : انوار الربيع .
بنا بر اين ، شاعر در اين دو بيت ( ص 225 متن ) وصفى از مجموع اروندآباد مىكند و چنان كه در ترجمه آورديم ، مقصود شاعر از مصراع مذكور ، ساكنان و همسايگان اروند است . و كف خود بيرون ريختن ، كنايه از اين است كه آنان