است كه نام آنها را در همين جا گفتيم « 1 » .
پس از اين به شهر داخل شوى كه مساحت آن دو هزار و پانصد جريب است . مسجد جامع سمرقند در اين قسمت است . نيز كهندژ و نشيمنگاه سلطان در اينجاست . در اين قسمت آب روانى نيز هست . اما رودها و نهرها ، درون باروى بزرگ « 2 » افتاده است .
كهندژ سمرقند را دو در آهنين است يكى بر سر و يكى در ته . شمر بن - افريقيس آن را ويران كرد . از اين رو آن را شمركند ناميدند . سپس تبع بن اقرن ، فرزندزادهء شمر ، آن را بساخت و بهتر از آنچه بود بپرداخت . تبع پس از اين كار ، به درون سرزمين چين پيش رفت . پادشاه آنجا را بكشت و شهر تبت را بنا كرد ، و يك سپاه از سپاهيان خويش در آن جاى داد كه تا اكنون نيز در آن جاى هستند و سوارانى چابكاند . پادشاهان زمين همه به فرمان تبع گردن نهادند . تبع اين اشعار بسرود . . . « 3 » اصمعى گويد : بر دروازهء سمرقند ، با خط حميرى نوشته است : از اين شهر تا صنعا هزار فرسنگ است ، و از بغداد تا افريقيه هزار فرسنگ است ، و از سيستان تا دريا دويست فرسنگ است .
هامش
( 1 ) - ص 171 .
( 2 ) - مقصود باروى بزرگ دوازده دروازهاى است كه شهر داخلى و فصيل را در درون مىگرفته است .
( 3 ) - در متن چاپى ( ص 326 ) اشعار تبع نيامده است و با نقطه گذارى نشان داده شده كه در نسخ مآخذ دخويه افتاده بوده است . در نسخهء عكسى ( ورق 165 و 166 ) پس از تفصيلى در اين باب ، نه بيت ذكر كرده است بدين آغاز :انا تبع ذو المجد من آل حمير * ملكنا عباد الله فى الزمن الخالى .