برستوج ، امواج دريا را بنوردد و از زنگبار به بصره شناكنان بيايد . سپس آنچه از شكار مردم بماند به شهرهاى خود باز گردد . « فتبارك الله احسن الخالقين » .
و چون شور ماهى ، خوشمزه و لذيذ و پر چربى و گوشتش تر و تازه است ، از ميان ديگر ماهيان اين رود ، معروف شده است .
ارمنستانيان گويند : ما راست من فراوان - و آن ترنجبين است - و قرمز « 1 » ، كه ديگران ندارند و آن كرمى است سرخ كه در بهاران پيدا شود . آن را بگيرند و بپزند و بدان پشم رنگ كنند . نيز در ارمينيه اشق هست . و آن جانورى است چونان سنور ، داراى بندهايى نرم و پوستى كركين كه يكى آن ، جامهاى تمام شود . نيشهاى اشق براى دوستى خوب است . نيشها و چنگالهاى او را بگيرند و بخشكانند . چون آن را به هر كس دوست بدارى بنوشانى ، سخت تو را دوست بدارد . و گويند : ما راست روناس بسيار .
نيز در ارمينيه ، كان جيوه ( زيبق ) « 2 » و زاج كبود ( قلقند ) « 3 » و زاج شتر دندان ( قلقطار ) « 3 » و سرب هست . و مردم ارمينيه ، گاوهاى ارمنستانى و شاه بلوط و خلنج « 5 » * 197 بسيار دارند . و از اين ، چيزهاى شگفت بسازند .
آن را از بيشهاى انبوه ، در ناحيهء برذعه ، كه پر درخت و گياه است و به خزر پيوسته است و به ناحيهء خوارزم گذرد و غيضة الرحمن ( بيشهء رحمان ) نام دارد ، آرند .
خراج مقرر * 198 ارمينيه ، دو هزار هزار و سى و سه هزار و نهصد و هشتاد و پنج درهم است .
هامش
( 1 ) - در عربى : دود الصباغين گويند : رك : برهان و حاشيه و لسترنج ص 198 . نيز قرمز - دانه ، رك : فرهنگ فارسى معين .
( 2 ) - رك : برهان و حاشيهء آن ، ذيل جيوه و ژيوه و مآخذ آن .
( 3 ) - رك : برهان و حاشيهء آن ذيل زاج و زاگ و شب و قلقديس و قلقطار و قلقند و قلنديس و قلقنطار ، و مآخذ آقاى دكتر معين .
( 5 ) - رك : توضيحات .