امامان عليهم السّلام استدلال كرد آورده شد و رواياتى نيز بعدا خواهد آمد ، اما چيزىكه هست ، مسأله رجعت از امورى است كه تصور آن هم براى عموم مردم سخت است تا چه رسد به تصديق و قبول كردن آن . و از همينروست كه بعضى از امامان عليهم السّلام غالبا براى اظهار وقوع رجعت ، سوگند خوردهاند و بر رجعت انبياء و امامان عليهم السّلام از حدّ اشاره گذرانده ، و تصريح كردهاند ، تا اينكه براى عموم مردم و بلكه براى بعضى از دانشمندان و محدثين و خواصى كه ممكن است عجيب و بعيد بودن رجعت به دلشان خطور كند ، هيچ شك و ترديدى در اصل وقوع و خصوصيات رجعت ، باقى نماند . و نيز از همينرو براى بيان حتمى و قطعى بودن آن به آيهء
بَلْ كَذَّبُوا بِما لَمْ يُحِيطُوا بِعِلْمِهِ وَ لَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ
« 1 » متمسك شده و آن را شاهد آوردهاند و نيز به ما آموختهاند كه در زيارت امامان معصوم عليهم السّلام با تأكيد بر واقع شدن مسأله رجعت بگوييم : « به رجعت شما معترفيم و هيچ قدرتى براى خدا را ، انكار نمىكنيم . » يا بگوييم : « وقوع چيزى جز آنچه خدا بخواهد ، به گمان ما نرسد » و شبيه اين حرفها .
بنابراين آنچه از عموم روايات رجعت بهويژه از اين رواياتى كه ذكر شد برمىآيد ، اين است كه خداى تعالى قصد نابود كردن سريع جهان و بلافاصله برپا كردن قيامت و حشر خلائق را ندارد ، بلكه به عكس ، بناى آن ذات مقدس اين است كه جهان ، باقى باشد و بر خلاف زمانهاى پيشين ، عدالت برپا شود و ايمان و توحيد برقرار باشد و ادامه پيدا كند .
از آنجا كه ارادهء خداى تعالى و بناى او بر اين نيست كه زمين ، از حجت خالى باشد ، ناگزير بايد قبل از قيامت و برپا شدن عدل كلى الهى در جهان آخرت ، حجتهاى الهى - صلوات اللّه عليهم اجمعين - رجعت كنند و در بين رجعتكنندگان حكومت نمايند ، و دلهاى آنان و شيعيانشان را آرامش و تسلّى بخشند .
3 - 4 : اوّلين امامى كه رجعت مىكند
روايات
1 . در حديث محمد بن مسلم از حمران و ابو الخطاب ، از قول امام صادق آمده
هامش
( 1 ) . يونس : 39 - بلكه آنچه را به آن دانشى ندارند دروغ معرفى كردند و حقيقت آن ، هنوز برايشان روشن نشده است .