خدا قسم اين همان تورات و زبور و انجيل كامل و دستنخورده است و بيش از آن چيزى است كه به دست ما رسيده بود . » سپس ، آن حضرت قرآن را تلاوت مىفرمايد ، آنگاه مسلمانان مىگويند : « به خدا قسم ، بدون هيچ ترديدى ، اين همان قرآنى است كه خداوند بر محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نازل كرده است و هيچچيز از آن كاسته نشده ، عوض نشده و تحريف نگشته است . » « 1 »
گفتار ما
شايد همانطور كه از روايت پنجم فصل چهارم از همين باب برمىآيد ، علت خروج و قيام حضرت مهدى عليه السّلام از كعبه ، تأسى و پيروى آن حضرت از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم باشد ، علاوه بر آنكه شهر مكه ، در تمام ايام سال ، محل تجمع مسلمين و گردهمايى آنان در طواف است و احتمال اين نيز هست كه در دورهء ظهور حضرت حجت به واسطهء مسائل سياسى و ارتباطات بينالمللى ، طرفداران مذاهب مختلف ، با همهء اختلافى كه در نظريات و عقايدشان دارند ، بيش از امروز ، به مكّه علاقه نشان دهند و به آن ، رو بياورند ، « 2 » چنان كه روايت سوم نيز از اشاره به اين مطلب خالى نيست .
در فصل چهارم همين باب نيز ، رواياتى دربارهء اين موضوع ذكر شده است .
9 - 3 : بيعتكنندگان با امام مهدى عليه السّلام و اصحاب و يارىكنندگان آن حضرت
روايات
1 . امام صادق عليه السّلام فرمود : « . . . امام قائم عليه السّلام به كعبه تكيه مىزند ، دستش را دراز مىكند ، « بيضآء من غير سوء » « 3 » بدون هيچ عيب و مرضى ، نورانى ديده مىشود و
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 9 و 10 از روايات طولانى باب 25 .
( 2 ) . اگر چنين احتمالى واقعيت پيدا كند ، شايد هم به اين علت باشد كه طرفداران مذاهب مختلف ، اجتماع مردم در مكه را موقعيت مناسبى براى نشر افكار و جلب هوادار براى خودشان ببينند . در اين صورت اگر صاحبان بيرقها ، كه سابقا از آنها ياد شد ، نيز به سمت مكه روان شوند ، و در آنجا حقّشان به امام بپيوندد و باطلشان به دست ايشان نابود شود ، بر صحيح بودن اين علّت براى روآوردن به مكه ، بيشتر مىتوان اعتماد كرد . مترجم
( 3 ) . اشاره به آيهء 32 سورهء قصص است كه خداوند به موسى فرمود : دست در گريبانت فروبر و آن را نورانى ، بدون عيب ، بيرون آر . حضرت حجّت نيز عينا همين عمل را انجام دهد .