براى مراقبت از بيماران ، از جانب شاهزادگان و وزيران ، نظير عضد الدولة « 69 » و يا وزير يكى از حكام كرمان « 70 » ( در حدود سال 555 ه / 1160 م ) .
بيمارستانهايى « 71 » وقف مىشد ، به همان گونه در بقيهء قلمرو اسلام نيز ( بهعنوان ميراثى از عهد عتيق و يا اقتباس از الگوهاى مسيحى ) بوفور بيمارستانهايى داير مىگرديد . اينكه با وجود همهء اين مقررات و اصول سلامت و هنر گستردهء طبابت « 72 » ، بيماريهاى واگيردار و شيوعيابنده « 73 » نمىتوانست تحت كنترل درآيد ، واقعيتى بود كه در خارج قلمرو اسلامى نيز در آن زمان وجود داشت .
ادبيات * و موسيقى
هرچند در چهارچوب اين بررسى امكانپذير نيست كه بتوان تاريخى از آغاز ادبيات ايرانى نو « 74 » به دست داد ، اما حد اقل بايد به اين نكته اشاره كرد كه حمايت از گسترش ادبيات در زمان سامانيان « 75 » ، آل بويه « 76 » و غزنويان « 77 » مانند حمايت از
هامش
( 69 ) . مقدسى : احسن التقاسيم ، ص 430 ؛ زركوب : شيرازنامه ، ص 33 و بعد .
( 70 ) . محمد بن ابراهيم : تاريخ آل سلجوق ، ص 39 ( در اينجا گروه ثابتى از پزشكان به كار مشغول بودند ) . - مقايسه كنيد با :. Mez 357 .( 71 ) .Ahmad Issa : Histoire des Bimaristans a l'epoque islamique , ( Kairo 1928 )و نيز ( به عربى : تاريخ البيمارستانات فى الاسلام ، دمشق 1939 ) ؛ و نيز :Sh . Inayatullah : Contribution to the historical study of hospitals in mediaeval Islam'' , in der :. ( عضد الدولة ، ص 7 )Islamic Culture XVIII ( 1944 ) , S . 1 - 14( 72 ) . ارزش پزشكان و پزشكى در افكار عمومى را مىتوان تا حدى از مفاد قابوسنامه / چاپ ديتز ، ص 707 - 685 ( 472 ه / 1080 م ) دريافت .
( 73 ) . ليستى از اين بيماريها ( همچنين مربوط به ايران ) در :. Kremer , C . G . II 490 - 492* اشپولر همان گونه كه معمولا در متون آلمانى مربوط به ادبيات ايران مرسوم است ، عنوان اين مبحث را « ادبيات زيبا » برگزيده است كه عنوانى مصطلح براى ادبيات و به عبارتى نوشتهها اعم از شعر و نثر است ، اما در اين فصل تكيهء مؤلف بيشتر بر ادبيات ايران در قرون نخستين اسلامى بهويژه در عصر سامانيان است كه جاى خاصى از نظر سبك و محتوى در تاريخ ادبيات ايران دارد . - مترجم .
( 74 ) . ما از وجود اشعار فارسى در آذربايجان از سال 236 ه / 850 م مطلع هستيم . رجوع كنيد به :Wilhelm Barthold : im B SOS II ( 1923 ) S . 836 - 838 .( 75 ) . مستوفى : تاريخ گزيده ، ص 382 . در اينجا قصيدهء معروف رودكى ، كه در آن بازگشت نصر بن احمد بن مفرش بخارا را خواستار مىشد ، قابل ذكر است ( راجع به نقدهاى مختلف دربارهء اين اثر در دوران متأخر رجوع كنيد به : -( Browne II , 5 - 17 ) .براى منابع اوليهء مربوط به ادبيات ايرانى نو در قرون نخستين كه اهميت دارد ، به : چهار مقاله ، دولتشاه : تذكرة الشعراء ؛ و عوفى ( نگاه كنيد به كتابشناسى و نيز .( Barthold , Turk . q .( 76 ) . ابن خلكان / چاپ ووستنفلد ، ج 3 ، ص 63 - دسلن ، ج 1 ، ص 283 ( سابور وزير آل بويه ، 416 - 337 ه - 6 / 1025 - 948 م ) . - دربارهء عضد الدولة نگاه كنيد به :MeZ 23و منابع ذكرشده در آنجا .
( 77 ) . بيهقى : تاريخ ، ص 125 ( محمود ) ؛ همچنين ص 667 براى خوارزمشاهان معاصر .